♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه غمناك است ديدن مسافري خسته در مقصد كه حيران از گم گردن خويش در راه بر مي گردد تا بيابد خود را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فنجان چای تلخی سر کشیدم و تنهایی جهان در دلم نشست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاک ،باد، آتش و آب دنیارا ساختند و من آفریده شدم تا خط بطلانی باشم بر همه من از دردم از درد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقصیر قطار نیست اگر امشب از هیچ دریچهای دستی برای تو بیرون نمیآید.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حال من خوب ست و شب ها پر است از ترانه هایی غمگین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روز واقعه باید خودم، جنازه ام را به گورستان برسانم."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برگ ها ،خسته میریزند در این پاییز.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این سکوت دیوانه ام می کند آخر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی، یعنی اضافی بودن . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 18 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .