دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

J_a_♥_a_D

J_a_♥_a_D
مرد - متاهل
امتیاز: 2597

دنبال‌شدگان

(303 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(406 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

J_a_♥_a_D
wu5r9we54bxwvfv1mzd1.jpg J_a_♥_a_D
در ظهور

کوتاه ترین دعا برای بزرگترین آرزو ...

تيغ!
ghorub karbala.jpg تيغ!

حصرت زيارت تو مونده تو دلم...........

این ارسال را بازنشر کرده است.
hami
hami

فاصله بین ---------- اذان ----------- تا ---------- نمـاز ----------- >>>>چه ساده در میان خنده های دیگران ؛ با گریه های خود بدنیا می آئیم ! و اذان در گوشمان می خوانند ! و چه ساده در میان گریه های دیگران ؛ از دنیا میرویم ! و نمــــــــــاز برایمان می خوانند ! و در این میان معمائی میسازیم بنام """" زندگی """" آنهم چقدر کوتاه به فاصله بین ---------- اذان ----------- تا ---------- نمـاز -----------

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
مادر شهید.jpg J_a_♥_a_D

ای دوست، بر حنجر سرخ شهیدان صلوات ! بر قامت بی سر شهیدان صلوات ! از دامن زن مرد به معـــــــــــــــــراج رسد ؛ بر دامن مـــــادر شهیدان صلوات !

J_a_♥_a_D
فرزند شهید.jpg J_a_♥_a_D

اصولا اشك هاي كودكان غير قابل تحمل است . مخصوصا كه آن كودك،‌ فرزند شهيد باشد. اين تصوير متعلق به يك فرزند شهيد در دهه شصت مي باشد كه بر بالاي سر تابوت پدرش ايستاده و در فراق او اشك مي ريزد

J_a_♥_a_D
J_a_♥_a_D

دل هامان همه ابری بود، جایی باران زد و جایی رعد و برق........ جمعی پرواز کردند و جمعی پروا ، ز پرواز.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
J_a_♥_a_D
J_a_♥_a_D

توی خیلی از عملیاتها می اومد جلو و دنبال سربند یا زهرا (س) می گشت تا به یکی از عملیاتها رسید موقع پخش سربند کسی حاضر نشد سربند یازهرای خودشو به اون بده " اومد داخل سنگر تبلیغات گفت : سربند یا زهرا میخوام همه گفتند : نداریم گفت: پس وقتش رسیده با تعجب گفتند : وقت چی رسیده؟ گفت : بیا پشت پیراهنم بنویس "میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم" صبح عملیات بچه های تبلیغات اومدن توی خط دیدن یه جنازهء شهید انتهای کانال هست رفتند کنارش دیدند از ناحیهء پهلو و صورت ترکش خورده و پشت پیراهنش نوشته : "میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم" بچه های تبلیغات تازه فهمیدند که منظور شهید از گفته اش چه بوده.

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀

یاد دارم در می گذشت از کوچه ما داد می زد قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف می خرم گر نداری کوزه می خرم در چشمان حلقه بست عاقبت آهی کشید، بغضش شکست اول ماه است و در سفره نیست ای شکرت ولی این زندگیست؟ بوی تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا می خرید؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
یاس محمدی
یاس محمدی

راوی می گوید: سربند یا زهرا در جبهه، قیمتی دیگر داشت. شهید گنج افروز اهل بابل بود. شب عملیات گیر داده بود به سربند یا زهرا، پانزده ساله هم بود. گفتم حالا بیا حالا یه سربند دیگه، همه سربند ها مقدس هستند. بعد نم اشک هاش چکید رو گونه های نو رسته اش،.... وقتی داشتم سربند یا زهرا رو می بستم به پیشانی اش گفتم حالا بهم بگو..؟ شهید گنج افروز گفت: از چی بگم؟ گفتم: سربند یا زهراء گفت: آخه من بچه که بودم مادرم از دنیا رفت. نام مادرم فاطمه بود. حالا من که مادر ندارم، اگه امشب شهید بشم، بیاد واسم نوحه سرائی کنه" گریه کنه" نازم کنه".... میخوام شهید که شدم. حضرت فاطمه الزهرا بیاد رو سرم. بگم بهش که نام مادر من هم فاطمه بود. چی داشتم که بهش بگم. رفتیم تو عملیات، اول که خمپاره خورد یک پاش قطع شد. داد میزد من رو نبرید. من میخوام که بجنگم دفاع کنم. بعد مدتی یه خمپاره آمد درست من وقتی رفتم رو سرش، ترکش خورده بود وسط پیشانی اش...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
J_a_♥_a_D
در ظهور

چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی ......#اللهم-عجل-لولیک-الفرج

J_a_♥_a_D
1_aviny27.jpg J_a_♥_a_D

پندار ما اين است كه ما مانده ايم و شهدا رفته اند، اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. ........شهید آوینی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
شهید2.JPG J_a_♥_a_D

روزهای گرم تابستان وقتی تشنه ات میشه آب میخوری و بعد، از ته دل میگی: سلام برحسین (ع)...... اما این روزا وقتی تشنه ات شد و دیدی نمیتونی آب بخوری بگو: یا ابالفضل*

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
J_a_♥_a_D

بیا برویم ، بروییم پروانه شویم و پرواز کنیم یک لحظه از این هیاهو،از این همه غوغا بر کنار شده ، عشقی در سر و شوری در دل ،پرواز کنیم بیایید برویم آخر ما هم روزی پروانه بودیم انیس شب های تارمان ، فرشتگان بودند و شمع مجلس ما را مهر و ماه می افروختند ... اکنون من سودازده ، بال بال پر آراسته و میخواهم که از این جا تا بهشت برین – تا خانۀ نازنین پیامبر (ص) ، امام حسین (ع) و امام زمان (عج) پرواز کنم . شما هم با بال و پر بیارایید و با من همراه شوید ........ شهید رمضان داوودی

این ارسال را بازنشر کرده است.
J_a_♥_a_D
J_a_♥_a_D

شهید مرتضی صنعتی اسفیوخی :« من عاشق مکتب و مقصدم هستم . من از دنیا و زرق و برقش دست کشیده ام و حتی حاضرم برای زنده نگه داشتن اسلام جانم را فدا کنم »

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
images3.jpg J_a_♥_a_D

برادرم ! ما هنوز در محاصره هستيم ! و تو چه زيبا حصار تنگ دنيا را شكستي......اللهم الرزقنا توفیق شهادت فی سبیلک

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
J_a_♥_a_D
12655_371.jpg J_a_♥_a_D

@ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀ من خواب و استراحت و دنیا را با تمام زرق و برقش به دنیادارها می بخشم. این دنیا تنگ است و جای من نیست........شهید محمد ابراهیم همت

این ارسال را بازنشر کرده است.