دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ßάßάk яєzάiє

مهربون. حساس. راستگو و صادق. لوس. زود رنج. درباره »
ßάßάk яєzάiє
مرد - متاهل
امتیاز: 98672

دنبال‌شدگان

(35730 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2675 کاربر)

گروه‌ها

(536 گروه)

بازدید

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دیگه امیدی نیست.

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
در Im in love

باران باش و ببار و نپرس پیاله های خالی از آن کیست !

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

جان دستم را بالا می آورم و با دسته دیگر بر قرآن می گذارم و قصم یاد می کنم :تا آخره عمر تورا همسرم می دانم وبه تو وفادار می مانم.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
در Im in love

پرواز که می کنی به جایی که می خواهی می روی ، پرتاب که می شوی به جایی که می خواهند تو را می برند ، پس پرواز کن تا به جایی که می خواهی بروی .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

@آزاده ایــرانی سلام کردم ندیدی. شاید چیزی شده که منو حساب نمی کنی چندروزه.

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
در Im in love

حتی اگه دیدن تو برام بشه غیر محال ، مهم اینه دوست دارم ، فاصله ها رو بی خیال .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
265166_231254800238679_100000624838916_787551_6438595_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

بچه خرس خجالتی که با دیدن دوربین غش کرد آذر سال 89 تصویری در وب منتشر شد که کاربران اینترنت را شیفته خود کرد. این تصویر مربوط به یک توله خرس قطبی کمروی ساکن باغ وحش مسکو بود. این توله خرس زمانی که فهمید یک عکاس مشغول عکس گرفتن از آن است از خجالت روی زمین افتاد و صورت خود را با دست پوشاند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

سلام سلام شادی کنید آقا داماد اومد.

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

زندگی چیست نمی دانم من من فقط میدانم زندگی سهم من از بودنم است

این ارسال را بازنشر کرده است.
Pichesh
Pichesh

زیر زبونم کش اومد

این ارسال را بازنشر کرده است.
فقط نی نی
4_3.jpeg فقط نی نی
توسط آناهیتا

کودکی @Mostafa

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

من رفتم بخوابم.bye bye

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
در Im in love

یکبار به من قرعه عاشق شدن افتاد ، یک بار دگر ، بار دگر ، بار دگر ... نه !

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє
در Im in love

بگذارید بگریم به پریشانی خویش ، که به جان آمدم از بی سر و سامانی خویش ، غم بی هم نفسی کشت مرا در این شهر ، با که گویم غم سوزنده پنهانی خویش .