دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک

من خلاصه میشوم میان بازوانت .. درباره »
پسرک
مرد - مجرد
امتیاز: 9548

دنبال‌شدگان

(1114 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1316 کاربر)

گروه‌ها

(119 گروه)

بازدید

پسرک
پسرک
در حلقه

من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..

Saeed
Saeed

مثل اینکه فعلا پست های کوتاه مد شده!

محـمّـد حسـیـن
محـمّـد حسـیـن
در گیلان

ای خدااااااااا، آخه این چه وضعیتیه. اولین روز تابستون داره بارون میاد.

faafaa
faafaa

سلام همگی.............

Saeed
Saeed

آبروی هر چی ایرانیه بردن!!! رفتم تو Google Image تایپ کردم "عکس" >>> واقعا که

زامبــــی
زامبــــی

بهتــرین راه ِ خودکشــی چیــه ؟

سید کمال
11.jpg سید کمال
در دوره

اینهم نوعی دیگر از تلفن صحبت کردن..

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

چشای مونده به راه و شب تنهایی ماه و یه دل بی سر پناه و من و خونه . .. ساعت های غرق خواب و این منِ بی تو خراب و . .. یادت هرگز نمیمونه . ..

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من . . . سعدی

امیر کریمی
امیر کریمی

من نمیدونم آدمائی که هیچوقت هم دیگه رو ندیدن و حضوری با هم نبودن حتی تماس تلفنی نداشتن چه جوری با چن تا ایمیلو پیام خصوصی تو این جور جاها خودشونو صاحبو عاشق یکی دیگه میدونن بعدشم کلی چرندیات ردیف میکنن ... تو دوره من با 400 الی 500 نفر دوست بودم .. به غیر از یکیشون اونم کمتر از یک ماه و 2 تا دیدار حضوری با هیچ کس دوستی نزدیک نداشتم نمیدونم چرا این همه مدعی پیدا کردم ... اینا تو دوره کجا بودن ؟ مگه من به جز دوستی سایتی چیز دیگه ای براتون بودم ... چن بار خواهش کردید پیام دادید بیام تو میتینگ هاتون ... اگه میخواستم همون موقع میومدم ... از اومدن به این سایتم پشیمون نیستم ... اتفاقا بهترین اتفاق زندگیمه ... ولی برای موندن توش هم دست وپا نمیزنم .... .. دوستانی که در جریان قضایا نیستن واقعا ازتون عذر میخوام ... ببخشید تورو خدا .... فعلا یا علی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند : " بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم " و امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنند !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر کریمی
امیر کریمی

چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟ چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟ این تبر مال تو نیست؟ دستها آن تو نیست ؟ تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه! به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی! آی آرام بزن می شکند عمق سکوت وای آرام بزن تا نکنم آه تو را! جمع کن هر چه شکستی دل من هیزم خوبی شد! آتشی بردل من زن که ببینی : عشق هم می سوزد ! خوب هم می سوزد....

MiSs
MiSs

وحشي‌م مي‌كني

M0H3N
M0H3N

جناب فریدون آسرایی میخوای دق بدی مارو !!! هی تیزر میده ، آلبومو بده دیگه

پسرک
پسرک

سر ِ نادمش کج شده بود.. انگار دست هایش را بسته بودند توی خودش هق هق میکرد و با دهان نیمه باز نگاهی به آسمان می انداخت و دستش را روی پایاش میمالید انگار توی دلش داشت مویه می خواند .. این چیزها اصلاً به قیافه مردانه اش نمی آمد خیلی سخت میشد از کنارش گذشت ..

پسرک
پسرک

مث حسی که جا مونده توی سینه ..

این ارسال را بازنشر کرده است.