پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
گاهی به شنیدن صدای نفس هات راضیم .. اما فقط گاهی ..
پسرک
از این ترسیدم که بگه زورت کمه .. از دوستم کمک گرفتم ..
پسرک
ترس .. حسرت .. این دو تا کلمه رو نباس بش می گفتم !
پسرک
بش گفتم بزن کتار .. تا وایسادیم من زدم زیر خنده گفتم" الان یکی میاد میگه آقا آزادی از کدوم ور باس بریم؟" .. حرفم تموم نشده بود که یه ماشین کنارمون وایساد شیشه رو داد پائین .. من بازم خندیدم ..
پسرک
تونل توحید ... سیگاری که کنار شیشه ماشین توو دستات به باد رفت ..
پسرک
دروغ پشت دروغ .. / سیگار پشت سیگار ..
پسرک
خنجرتو رو بالا بیار .. حالا بکنش توو سینه ام ...
پسرک
ببخش که دوست داشتنم برات کافی نیست ...
پسرک
یه چیزی داریم به نام حق الزندگی .. که تا زندگی دلتو نسوزونه نمی ذاره از این دنیا بری ...
پسرک
"من" .. "من" آن کَسم که تیشه به ریشه ی خویش شد ..
پسرک
در گره دستای ما چیزی متولد شده که فقط با جان سپردنمان میمیرد..
پسرک
"هی میخورن به هم .." گفتم" "دیگه نمی ذارم بخورن به هم" .. لبامو پس کشیدم ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبل