پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
یه موقع به خودت دروغ نگیا
پسرک
دو تا چشم .. ولی خوب که فکر می کنم میبینم رنگشون داره عوض میشه .. دارن سیاه میشن ...
پسرک
اینجوری به صورتم نیشخند نزن .. نمی بینی اشک چشمام سرازیره .. تومی دونی من نمی تونم .. هنوز دیوونتم ...
پسرک
عین اینایی که 20 سال توو قرنطینه بودن !
پسرک
دیدی میگن .. نه .. .. خودت خوب میدونی ...
پسرک
دلم میخواد برم ... شاید اینجوری بهتر باشه ...
پسرک
چه شب هایی تا به سحر این دل برات تپیده دل خونم بدون تو یه روز خوش ندیده ! تنها شده دل دوباره .. بارون خون از دو چشام میباره ! .. چی بگم .. من الان لال شدم .. چی بگم ؟! ها؟! ها؟! لعنتی
پسرک
همیشه احمقم .. وای به روزی که با سیاست بشم ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 48 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل