پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
می ترسم اگه بهت بگم ناراحت بشی!
پسرک
چرا این ابر سنگین نمی باره ؟!
پسرک
چرا گفتم رفتی؟! تو هنوز اینجایی ! اینجا که که بودنش باعث بودنه منه ...
پسرک
نگو وقتی نیست .. من هنوز آماده ام .. ببین .. هنوز پوتین به پا دارمو کمر به رزم بسته ام برایت ...
پسرک
همه گُلا بعد رفتن تو .. دیگه دلشون نمیخواد وا بشن ...
پسرک
خودش حالش خوبه .. همشون خوبن .. تو چرا ناراحتی؟!
پسرک
.. تلفن زنگ می خوره .. میگه بیا اینجا پیش ما .. دور هم باشیم ..
پسرک
میشه چشامو ببندم و یادم بره ؟!
پسرک
صداهای نفس خودم را فراموش کرده ام ... چرا؟! اممم فکر میکنم ! به خاطر صدای نفس هایی ست که از تو در گوشم جا مانده ...
پسرک
من دروغگوی خوبی هستم .. عاشقت نیستم ..
پسرک
کی؟! من ؟! من نبودم ؟! چرا از پس نقاب چشماتو دیدم .. خودت بودی ..
پسرک
"خدا نکنه که بمیری" .. خدا .. خودت بهتر صلاح می دونی نه این مردم ...
پسرک
اگه می خوای از "این" رها شی .. بساز اون چیزی که تورو از "این" رها میکنه ... بساز ..
پسرک
اون که تن میده به هر نقابی .. نباش ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 16 ساعت و 48 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل