پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
اعصابم خورده .. خیلی .. تف تف ...
پسرک
تف تف تف تف تف ...................... خیلی تف .. تف به کاری که آدم دلش نمی خواد انجام بده اما "باید" انجام بده !
پسرک
خسته ام، باورت میشود ... ؟! باز هم همان چیزهایی را می خواهم که ندارمشان ..
پسرک
مبهوت مانده ام .. همیشه فکر می کردم ، دست نوازش گرت بر سرم خواهد ماند !
پسرک
دارم میگردم .. اما وقتی پیداش می کنم ! سردرگم تر از همیشه ! همیشه هیچوقت اینطور نبودم ..
پسرک
منو تو دیگه تنها نیستیم خدا نشسته با ما چای مینوشه ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 21 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبل