پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
خودمو نزدم با اوون راه .. درد اینه آدم خودش می دونه/ می فهمه ..
پسرک
یه چیزی این وسط گیر کرده می خوام بگم اما نمی دونم چیه ..
پسرک
همیشه و هر زمان وقت مناسبی برای تلافی نیست ..
پسرک
از جمله های "من" دار خودم بدم می آید ..
پسرک
مانند عکسم مات مانده ام ... مانند وقت هایی که به عکسم خیره می شوی ..
پسرک
پشت این حصار شیشه ایی به قطره های باران می نگرم که چه بی پروایند ..
پسرک
دار و نداره من چشمای توئه ..
پسرک
به جون چشمات خوشی نزده زیر دلم .. فقط دیگه خسته شدم ..
پسرک
من هم شدم باری روی دوشش .. اینه که عذابم میده ...
پسرک
وقتی بهت میگن:"تو شادی واسه خودتا !" هیچوقت نگو نه!؛ شاید تو دلخوشی بشی که اوناهم شاد باشن ..
پسرک
کلاً نه گفتنش فایده داره؛ نه نگفتنش! آخه آدم چقد بسوزه و دم نزنه ؟!
پسرک
من نه جز لیست مردگانم نه لیست مفقود الاثرها ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 22 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبل