همین الان که نتم قطع شده بود .../ باران اومد عروسکشو داد بهم و گفت بیا داداشتو بگیر خوابشنمیبره بدون تو همش گریه میکنه بیا بگیر بخوابونش .../ الانم عروسکش بغلمه . . . / آخه من پسر اونم بهم میگه امید پسر
#اعتراف میکنم داداشم الان داره فُشم میدهتازه فهمیدم رُژم 24 ساعته بودهرکار میکنه کامل پاک نمیشهفقط کمرنگ تر شدهاصن ب من چ؟تقصیر خودشه دست میزنه ب وسایل من
دختر: خفه شو بي شعور ديگه بامن حرف نزن پسر: چرا من كه كاري نكردم ... دختر: اون دخدره كه داشت رد ميشد خيلي جذاب بود نه؟ پسر: من اصن نگاش نكردم به جون تو.. . دختر: از اينا خوشت مياد چرا با من دوست شدي؟ خوشگل بود نه؟ ... پسر: نه بابا خيلي هم معمولي بود، قده متوسط, هيكل استخوني ، روژه لبه صورتي ، رنگه ناخوناشم كه بنفش بود ، با مانتوئه زرد ، شبيه رنگين كمون بود ... دختر: فقط سايزه س و ت ي ن شو فك كنم نمي دوني.. برو ديگه سمته من نيا عوضي ... پسر: اي بابا من كه ... من عاخه ...!! راستي چقدر لاغر شدي... دختر: واقعن عزيزم؟ پسر: خيلي هم خوشگل شدي... دختر: آره همه مي گن عزيزم.... پسر: ببخشيد به اون دخدره نگاه كردم دختر: قربونت برم الهي، من بهت اعتماددارم.... راست گفتي لاغرشدم؟...(ستاد مبارزه با حوادث یهویی)
چرا ولی سکرتِ

13 سال و 2 ماه و 2 ساعت و 18 دقيقه قبلعطیه مو دراوردی
عطی رو خط تولبار اومدم باهات سلام علیک کنم آف شدی
13 سال و 2 ماه و 2 ساعت و 18 دقيقه قبلمهدیه

13 سال و 2 ماه و 2 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایلسودابه با گوشی تولبار ندارم ک من
سودی هستم عطی باشه
13 سال و 2 ماه و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 1 ساعت و 57 دقيقه قبل توسط موبایل