chista
تو گذشته میگفتن پزشک محرمه.. کم کم عکاس و فیلم بردار هم محرم شدن حالا هم که دى جى و گروه موسیقى محرم شدن اینجور که من فهمیدم الان فقط داداشاى عروس و دوماد نامحرمن!
chista
از زندگي لذت ببر چون آخره جاده ي زندگي يه تابلو هست كه روي اون نوشته: دور زدن ممنوع
chista
بازی روزگار را ببین تو چشم میزاری و من قایم میشم، تو یکی دیگه رو پیدا می کنی و من برای همیشه گم می شم .
chista
آدمهای ساده را دوست دارم، همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند، همان ها که برای همه لبخند دارند، همان ها که همیشه هستند برای همه هستند، آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد، آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب " آدمی " میدهند .
chista
♥نديدم بهاري محبت ز ياري دلم غرق خون شد عجب روزگاري زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت... حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي... جدايي سخت است نه به سختي تنهايي... نگاهي آشنا به ياس کردم ... تو را در برگ گل احساس کردم ... خلاصه در کلاس ناز چشمت ... دو واحد عاشقي را پاس کردم....
chista
دعا پشتِ دعا برای آمدنت ، گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ، دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛ کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!
chista
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن...
chista
**کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم...... کاشکی که کیبورتت همیشه زیر انگشتات بودم.......کاشکی که هدفونت بودم همیشه در گوشت بودم .......کاشکی که موست بودم همیشه تو مشتت بودم .. ....کاشکی پسووردت بودم همیشه توی فکرت بودم
chista
دیشب گفتی که شب آرزوهاست وآرزو میکنی وآرزو کنم وآرزوکردم وآرزو کردم که دنیامون قشنگ بشه و یه دنیای پر از عشق باشه و پر از آرامش باشه واسه همه آدماش وهیچکس و هیچ چیز , هیچ کس و هیچ چیز رو آزرده نکنه و یه دنیایی بشه پر از مهربونی از جنس مهربونیای قلبای عاشقا ویه دنیایی که توش هیچی زور نباشه وجنگ نباشه وسنگ از جنس سنگایی که شیشه دلارو میشکنه نباشه ومرز نباشه وبند نباشه و عشق باشه و نور وآمین و برای همه آدما عشق باشه وآرامش باشه و خوشبختی باشه و برای عشق منم عشق باشه و آرامش باشه ونوروآمین و تو و آرزوهامو سپردم به صاحب آرزوها تا خودش مراقبت باشه و برآوردشون کنه و آمین
chista
عاشق که می شوی، در هنگـامـه ی اشتیاق و التهاب و بیقراری، دیــدار ِ " یــار " سـرخ و زرد و گلگونـت می کند ؛ درست همانند رنگهای پاییـز . ... می دانی ! پـایـیــز نیز بـهـاری است که عـاشـق شده است.
chista
از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
chista
رای زیبا زندگی نکردن کوتهی عمر را بهانه نکن عمر کوتاه نیست . . . ما کوتاهی میکنیم . . .
chista
ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده
chista
اگر ميتونستم همه خيابونا رو پر ماشين مي کردم تا وقتي مي خوايم از خيابون رد شيم دستمو بگيري...همه زمينارو پر برف مي کردم تا واسه اينکه سر نخوري بازومو بگيري...هر شب بارون مي باروندم تا بريم يه گوشه زير يه سرپناه بشينيم حرف بزنيم...عقب همه تاکسي هارو پر مسافر مي کردم تا مجبور شيم دوتايي جلو بشينيم