دیوانه
خنجر برای کشتن من تیز میکنی؟
دیوانه
افکار خاک خورده ی ذهن مرده
دیوانه
پر پر پر.... پنجره می شکند
دیوانه
بیا شهید بازی کنیم.... من ایران تو هم ایران
دیوانه
هیچ کس برای حرفهایم...... تره که هیچ گشنیز هم خورد نمیکند
دیوانه
از اینجا به آنجا....... از 4 دیوار به لندن.... از شب شکسته به خواب یک روز خوش....
دیوانه
انکاری بیجا؛ بوی نحس مردار
دیوانه
تولید هیجان میکنم...اگر خرید نکنم میمیرم
دیوانه
از حال بد به حال خوب....... ذهن خونی رو دارم یاد میگیرم
دیوانه
تو که نباشی، ذهن کثیفم به چیزهای کمتری می اندیشد
دیوانه
چه گولی خوردم.... خیلی دیر به دنیا آمدم
دیوانه
صدای پای ساعت.... بوی غلیظ قهوه
دیوانه
من به دست تو كشف...نه نشدم تو مرا هم نخوانده سوزاندي