دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ ; ابتدا خداوند زمين را آفريد سپس استراحت كرد ، بعد مرد را آفريد سپس استراحت كرد آنگاه زن را آفريد سپس نه خدا استراحت كرد نه مرد نه زمين !!!

داداِ جوجو
داداِ جوجو

اسپانيايي ها ميگن : عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ! ايتاليايي ها ميگن: عشق يعني ترس از دست دادن تو ! ايراني ها ميگن : “عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود!!

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

شبِ عيدِها ؛كمي شاد باشيد باباااااااا يه امشبَ رو بيخيال

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

صلوات را خدا گفت جبرئیل بارها گفت در شان مصطفی گفت

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام به تمامی دلهای و دو مدیر محترم و با تبریک به گروه

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
5oucwsrjz6r8rgamm1r.jpg ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
در حرف دل

عاشقِ ... ... و خاصِشَم ! : )

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

؛  تنهایی را دوست دارم        در آن میخندم   گریه می کنم میخوانم مینویسم میگویم از راز از نیاز از آن از او.................................

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

 خیال با تو بودن را با هرکه گفتم جوابم کرد...   بگذار هرکس هرچه میخواهد بگوید.. من هنوز به معجزه ایمان دارم....

داداِ جوجو
داداِ جوجو

گرسنه ام گذاشتي تا حريصم كني    اما ندانستي يك عاشق گرسنه بي تحمل كه شود به هر   آغوشي چنگ ميزند . . .!

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر بود ....

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

می خواهم در اوج فریاد بزنم و بگوییم. این حق من نبود...... این آشفتگی آخه مال من نبود. آرزویم چیز دگر بود...... اما افسوس

داداِ جوجو
داداِ جوجو
در حرف دل

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت . ولی بسیار مشتاقم که از خاکه گلویم سوتکی سازد ، گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش واو یک ریزو پی در پی دمِ خویش را در گلویم سخت بفشارد . و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد . بدین گونه بشكند هر دم سکوت مرگبارم را.