داداِ جوجو
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکتو ببینه و بهت بخنده؟ گفتم اگه بارون نیومد چی؟ گفتی اگه چشمای قشنگ تو بباره اسمون گریش می گیره گفتم یه خواهش دارم وقتی اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار گفتی به چشم حالا امروز من دارم گریه می کنم اما اسمون نمی باره تو هم اون دور ایستادی و داری بهم میخندی ...
داداِ جوجو
توسط موبایل
سلام به همه دوستان ...نيمه شب بخير و شادي...
داداِ جوجو
دیدن من غدغن بود یادته ؟روزگار قهر و آشتی یادته ؟هیچ کسو جز من نداشتی یادته ؟رویاهای آسمونی یادته؟
داداِ جوجو
روزای خیلی طلائی یادته ...روز ترس از جدایی یادته... غصه هامون کم کم بود ...یادته چشم نازت مال من بود یادته
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 5 ساعت و 3 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 5 ساعت و 3 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 33 دقيقه قبلهمچنین