دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
1313411821607015_thumb.jpg داداِ جوجو

اذان .... .... به مناسبت سالروز رحلت هل-بیت-ع

داداِ جوجو
1311835649771633_large.jpg داداِ جوجو

ذكر عملى جهت ابلاغ سلام به خدمت رسول اكرم(صلى الله على و آله و سلم) ....ادامه

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@✔ عـلـ[بابا]ــی سلام و عرض ادب به دادای مهربون .....

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

وابستگی ...

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

اي كاش ميدانستي ... بدون ... چه ناشكيباست . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلاااااااااااااااااااام به همه دوستان خوبم..............

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل

واااااااي بريد از پنجره بيرونُ نگاه كنيد همه جا سفيد شده

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل

بهترينا براتون ارزومه ... باى

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

واي كه هر وقت با هم بوديم چقدر به هم يادته ميگفتيم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خدایا یاریم کن اگر چیزی شکستم دل نباشد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

يادته زمين خوردنو بهونه كردي رفتم از كارگر ساختمون فرغونشو گرفتم ... چه حالي داد ، تو هم گفتي بيشعور بفهم اخه ، چرا اخه خنگي ...اره منم خنگيرو بهونه ميكردم تا ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

يادمه ميگفتي سرمارو بهونه ميكنم تا ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل در بی مخاطب

يادمه ميگفتي بارونُ بهونه ميكنم ميام زير چترت تا .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
داداِ جوجو
داداِ جوجو
توسط موبایل

چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط موبایل توسط داداِ جوجو

مرد تنهاي شب