دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

...ن اشتباه نكن از خودم دلگيرم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@... ؛فکر کنم که مرده ام من . . . موهایم دیگر بلند نمی شود . . . پلکهایم نمی پرد . . . قلبم تیر نمی کشد . . . ...دلم شور نمی زند . . . کف پایم زوق زوق نمی کند. . . . چشمانم سیاهی نمی روند و گلویم دیگر بغض نمی آورد . . . دیگر حتی عاشقانه نوشتنم هم نمی آید . . . تنها چیزی که در من جریان دارد همان خاطرات آبی خاکستری است . . که گاه گاهی از زیر پوستم می خزند و سوراخش می کنند و مثل چرک می ریزند روی کف پوش سردخانه . . . فکر کنم مرده ام . . . لطفا مرا بی نوبت بشویید . . . خسته شدم از این همه انتظار و انتظار و . . .ان . . ت . . ظار . . . . . می خواهم زودتر گورم را گم کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

انقدر ديوارم كوتاه نبود

داداِ جوجو
داداِ جوجو

ازاين برزخ زود بگذرم فرقي نميكنه دوزخ باشه يا جنت ،فقط تموم شِ اين ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

نارس بود کودکِ شادمانی ام و زمان به میل خویش سقطش کرد.

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@... ;لحظه ها می روند بی آنکه بیایند و من ... در بیقولۀ این روزها تو را در حوالی دیروز می جویم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

یا قاضِیَ الحاجاتِ

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@... ;گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم! به گمانم یک خاطره است...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

رو اسمون هم مار منو نيش ميزنه ...چرا اونوقت !!!!!!!؟

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ

بضیـــ مهربونیــ و رفـــاقتـــ هـــآ را هیچجوریــ نمیشهـــ جبرانـــ کرد جُز اینکهــ یـــِ گوشهـــ صداشـــ بزنیـــُ و بگیـــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

عمری به سر دویدم در جستجوی یار جز دسترس به وصل اویم آرزو نبود دادم در این هوس ٬ دل دیوانه را به باد این جستجو نبود. هر سو شتافتم پی آن یار ناشناس گاهی ز شوق خنده زدم٬ گه گریستم بی آنکه خود بدانم از این گونه بی قرار کیستم! از دور می فریفت دل تشنه مرا چون بحر٬موج می زد و لرزان چو آب وانگه که پیش رفتم٬با شور و التهاب دیدم سراب بود! بیچاره من که پس از این جستجو٬ هنوز می نالد از من این دل شیدا که:یار کو؟ کو آن که جاودانه مرا می دهد فریب؟ بنما کجاست او...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

کاش چون پاییز بودم ، کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچون باران دامنم را رنگ می زد

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام

باران بهاری
باران بهاری
در حرف دل

کاره! عار که نیست ... حالا بگو دستفروشی تو مترو ...هوم ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.