دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ از کودک فال فروش پرسيدم چه ميکني؟گفت به انان که در امروز خود مانده اند فردا را ميفروشم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیاز دیدی ، نگو خدا با من قهر است ! او به همه کائنات فرمان سکوت داده تا حرف تو را بشنود پس حرف دلت را بگو

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ غضنفر خواب میبینه داره بازی میکنه باباش رو میکُشه میره مرحله بعد. از خواب بلند میشه میبینه باباش جلوش نشسته میگه اه سیو نکردم.

داداِ جوجو
داداِ جوجو

عشق مثل جیش كردن توى شلواره همه مى فهمند ولى گرماشو فقط خودت حس مى كنى ! 

داداِ جوجو
داداِ جوجو

عجب موجود سخت جانی ست دل ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد!

داداِ جوجو
داداِ جوجو

شــب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود حسنک مدتهای زیادی است که به خانه نمی آید او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تیشرت های تنگ به تن میکند او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آیینه به موهای خود ژل میزند موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست او به موهای خود گیت میزند دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت میکرد

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام و شبتون بخيرو شادي وبا ارزوي سلامتي همه بيماران و سلامتي دوستامون ك البته دعا براشون وظيفه رفاقت هست و صد البته بي منت

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

@داداِ جوجو هميشه قيمتي ترين چيزها آنهايي نيستند که در دوردست ها دنبالشان ميگرديم گاهي همه هستي در کنار ماست ، کم سويي چشمهاست که ما را به بيراهه مي اندازد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

... دوستمون یادتون نره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ @˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙

بازی با کلمات و دِل واژه ...
0005-50.jpg بازی با کلمات و دِل واژه ...

منتظرم... منتظر روزهایی که سپیدند ، روشن اند... بی تابم... که بدانم تا پایان این روزهای روشن ، من هم سپید خواهم شد؟ سبک خواهم شد ، آن قدر که بپرم... بدون آن که ذره ای غبار بر بال های تازه ام باشد بار الها تو را می خوانم...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@داداِ جوجو ; سینه ام دکان عطاری است؛ دردت چیست؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سکوتم را؛ بگذار به حساب سنگینی حرفهایی که ته نشین شده اند! این روزها بیشتر با چشمهایم حرف می زنم... " حرفهایی است برای نگفتن...حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند"

داداِ جوجو
داداِ جوجو

همیشه باید یک کسی باشد... که معنی سه نقطه‌های انتهای جمله‌هایت را بفهمد... همیشه باید کسی باشد... تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد... ... باید کسی باشد... که وقتی صدایت لرزید بفهمد... که اگر سکوت کردی، بفهمد... باید کسی باشد... که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد... باید کسی باشد... که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن نبودن بفهمد... بفهمد که درد داری... که زندگی درد دارد... بفهمد که دلگیری... بفهمد که دلت برای چیزهای کوچک تنگ شده...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

نمیدانم کجای این دنیایم !!!!!!!!!!!!!!!؟