داداِ جوجو
به آن می اندیشم آیا روزی خواهد بود که با خالق خویش آشنا گردم همو که غم فراقش این چنین مرا سرگشته نموده. همو که جدایی اش مرا وادار نمود تا ابلهانه فکر کنم می توان آرامش را در موجودی مانند خود بیام ! اما نه می دانم اینچنین نخواهد بود و من من بیزارم از این همه قلب های بی رنگ دروغین نمی خواهم جزء او را و تنها به تنهایی می اندیشم...
داداِ جوجو
پرواز را در سکوت خواهم خواند... و تنهایی را...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 39 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 10 دقيقه قبلهمچنین