داداِ جوجو
پنج_ وارونه ............. ادامه (دیدگاه)
داداِ جوجو
در جنگ بین عقل و جنونم ،دلم چه نرم کام از لبت گرفته و پابند می شود ...،وای من هر روز عشق من به تو مانند می شود ...می پرسم از دلم که تو آدم نمی شوی؟ پاسخ نمی دهد همه لبخند می شود ...
داداِ جوجو
ای کاش میتوانستم از آفتاب یاد بگیرم که بیدریغ باشم در دردها و شادی ها حتی با نان خشکش..
داداِ جوجو
مهم نيست، كِي؟ كجا؟ چطور؟ مهم اين است، يه روزي يه جايي يه جوري تو را ببينم.
داداِ جوجو
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند
داداِ جوجو
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم {.}
داداِ جوجو
عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود ...
داداِ جوجو
خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش میدوی پرواز میکنه اما وقتی وایسی میاد رو دستت میشینه
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 57 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 56 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبلهمچنین