داداِ جوجو
توسط موبایل
زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟
داداِ جوجو
توسط موبایل
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
داداِ جوجو
توسط موبایل
دنيا سه اصل داره: 1.خاطرات 2.غم 3.عشق با اولي زندگي كن دومي رو به خاطر سومي تحمل كن.
داداِ جوجو
به شب کوچه ی دل دیگه مهتاب نمی یاد توی حجله ی چشام عروس خواب نمی یاد
داداِ جوجو
کوچه شهر دلم از صدای پای تو خالیه نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه خیالیه
داداِ جوجو
توسط موبایل
"جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق" چون که می دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی پدرم از پیِ تو تند دوید و نمی دانستی باغبانِ باغچه ی همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده پاسخِ عشقِ تو را خالصانه بدهم بغضِ چشمانِ تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیبِ دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت: برو چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه ی تلخ تو را... و من رفتم و سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چه می شد اگر باغچه ی خانه ما سیب نداشت
داداِ جوجو
توسط موبایل
"حمید مصدق خرداد 1343" من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خشِ گامِ تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق در این پندارم که چرا باغچه ی کوچکِ ما سیب نداشت
داداِ جوجو
جواب خواهش را بي غرور جواب دورنگي را با خلوص جواب بي ادب را با سکوت جواب نگاه مهربان را با لبخند جواب لبخند را با خنده جواب دلمرده را با اميد جواب منتظر را با نويد جواب گناه را با بخشش
داداِ جوجو
کاش میشد از خدا غافل نبود کاش در افکار بی حاصل نبود کاش میشد بر شیاطین چیره شد تا رها از بند با این شیوه شد کاش دستم را بگیرد توی دست تا شوم از دست او من مست مست کاش میشد مست باشم تا ابد سر بر آرم دست افشان از لحد کاش میشد تا که در روز جزا شاد باشم از عمل پیش خدا کاش میشد یک نفس دیدار یار تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرار
داداِ جوجو
خدایا کاش می شد دوباره به همون دورانی برگردم که تنها غمم “شکسته شدن نوک مدادم ” بود ای کاش……..
داداِ جوجو
کاش فردا را کسی پنهان کند لحظه را در لحظه سرگردان کند کاش ساعت را بمیراند به خواب ماه را بر شاخه آویزان کند
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 6 ساعت قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 59 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 30 دقيقه قبلهمچنین