دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداِ جوجو

ڪـوه ِ دردم مـن تـڪیــه گـاهـی سخـت محـڪم هستـم بـرجـا ولي سنگ نيستم ،،، شده ام سنگِ صبور ... درباره »
داداِ جوجو
مرد - متاهل
امتیاز: 6565

دنبال‌شدگان

(715 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(590 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی

داداِ جوجو
داداِ جوجو

بی تکلم و وانهادن به خویش برایشان بهتر است

داداِ جوجو
داداِ جوجو

کجای دنیاییم؟            نمیدانم             تو میدانی؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ ميتوني با؛ ... ... ... @ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ جمله بسازي ؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

باد وزیدن گرفت و ابری به سان سیاه مژگان یار آسمان دلم را احاطه کرد دلم گرفت                                    صدای صاعقه گوش خراش بود           راه گریز نبود                                     صدای صاعقه از دور به گوش میرسید           راه گریز نبود                                     صدای صاعقه پیامدار سرود تلخ جدایی بود                                                                                   آری من و او هر دو میشنیدیم گر چه غرور مقاومت میکرد و عقل به من میخندید  ولی نمیدانم چه شد که ناگه سیلاب اشک را در مقابل چشمانم دیدم .                                                                                    آری من و او هر دو میگریستیم

داداِ جوجو
داداِ جوجو

؛میخواهم از او بگویم ..... او که زیباترین معنای تبسم است به تو میگویم ... فقط به تو میگویم.... تا شاید راز زیبایی را باور کنی باور کنی که زیبایی معنای دیگری دارد تبسم را در نگاه او میتوان یافت زیرا او دریاست و دریا زیباترین جایگاه زمین است آیا تا کنون دریا را دیده ای همیشه در حسرت رسیدن به ساحل در تکاپو و تلاش است بدون هیچ گونه غروری ..... بدون هیچ سرزنشی.... زیبایی یعنی رسیدن به ساحل رستگاری چرا نمی بینی کسی را که می بیند .کسی را که می داند کسی که هم دریا دارد و هم ساحل می دانم که  ندیده ای .....  می دانم که نمی دانی   ... می دانم که نمی فهمی اکنون  خودت بگو بگو چگونه باور کنم که به راز زیبایی پی برده ای چگونه باور کنم که می فهمی در حالی که دریا را نمی بینی  

داداِ جوجو
داداِ جوجو

@✔کتــ☾ــے ... ما يكي به نام داشتيم نه ؟

داداِ جوجو
داداِ جوجو

كاش او اینجا بود، او که در فکرم هست، او که در فکرم هست، میخندید و میگفت، یک سلام میخندم،میشمرم، دو قدم میشمرم، می آیم، نرسیده به سه، توبیا باعشق، باهم باشیم!...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

سلام ...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

...

داداِ جوجو
داداِ جوجو

وای که یهو چقدر دلم مدرسه خواست

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
1313238787294627_thumb.jpg داداِ جوجو

"خداوندا ! تنها تو را صدا میکنیم"وقتی نمیتوانیم‌ اشک‌هایمان‌ را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌ و مطمئنیم‌ که‌ تو فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ... و تو را میخوانیم و دعاهایمان‌ را مستجاب‌ و فقط تو را می خوانیم... و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشکند آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را آه‌ میکشیم تو را گریه‌ میکنیم آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی؛ قهرها را آشتی میدهی وقتی احساس‌ میکنیم بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌ و تو را نفس‌ میکشیم و سخت‌ها را آسان و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛ وقتی امیدها ته‌ میکشد تلخ‌ها را شیرین‌ میکنی و دردها را درمان و انتظارها به‌ سر نمیرسد وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود ناامیدی ها، همه امید میشود و سیاهی‌ها سفید سفید ... و تحملمان‌ هیچ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
0005-50.jpg داداِ جوجو

"خدایا فقط تو را میخوانیم..."وقتی قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم وقتی تو جواب‌ میدهی، دانه‌دانه‌ اشک‌هایمان‌ را پاک‌ میکنی و یکی یکی غصه‌ها را از دلمان‌ برمیداری گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را باز میکنی و دل‌ شکسته‌مان‌ را بند میزنی سنگینی ها را برمیداری و جایش‌ سبکی میگذاری و راحتی؛ بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند خواب‌هایمان‌ را تعبیر میکنی

داداِ جوجو
IMG_1172.JPG داداِ جوجو

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تکه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را. شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
داداِ جوجو
داداِ جوجو

گفتم:تو میگویی،خداهمه جاست،اماهمه چیزرامی بینم جزخدارا؟ باخنده ای معنی دارگفت:بیچاره ماهی دریا،همه چیز رامی بیند،جزدریا را