داداِ جوجو
بر خاک راه يار نهاديم روي خويش ...بر روي ما رواست اگر آشنا رود
داداِ جوجو
روح نا آرام ا قیا نوس آر ا مم، رفیق اینکه می بینی هرزگاهی نهنگی در من است عاشقم تنها گناه من غرور است و غزل نه ریایی، نه دروغی، نه دو رنگی در من است عشق تلفیق فراق است و وصال و درد و عیش عشق معجون شرابی و شرنگی در من است مثل موجی که دمادم میزند بر صخره ها با خودم درگیرم و انگار جنگی در من است
داداِ جوجو
گاه مثل یک تفنگم، که فشنگی در من است با خودم درگیرم و انگار جنگی در من است وحشی ام ، آنقدر کز چشمان من خون میچکد گاه باور میکنم تیمور لنگی در من است یا به زیرت می کشم یا میشوم قربانی ات ماه من بین تا کجا شور پلنگی در من است
داداِ جوجو
تنها کسانی که مارا میرنجانند. عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند"
داداِ جوجو
چرا هرکسی که از عشق؛دوست داشتن و احساس حرف میزنه میگن رویاییه.میگن خیلی رومانتیک فکر می کنه. می گن با احساسات لطیف که نمیشه زندگی کرد!و یا خیلی چیزای دیگه میگن.... اما این گفتنا همش یه بهانه ست...بهانه ای از جنس ناباوری ...از جنس اون چیزیکه نمی ذاره حرفای قلبامونو بگیم!
داداِ جوجو
کسی چه می دونه شایدم یه روزی همه آدما فهمیدن که چقدر جای احساس توی قلبهاشون خالیه.گاهی وقتا فکر می کنم یه اتفاقی جلوی راه آدما سبز می شه تا اونا بتونن از روحیاتشون بنویسن. من باور دارم که قلب آدم اونقدر بزرگ هست که جا واسه دوست داشتن همه داشته باشه! درسته که دوست داشتن ؛اونقدر بزرگه که تو هیچ قالبی نمی تونه جا بگیره اما قلب می تونه احساسش کنه چون با احساس کردنش ؛ضربانشو شدیدتر می کنه. کسی چه می دونه شایدم هنوز اینقدر روحمون بزرگ نیست که بتونیم باور کنیم که می تونیم با گفتن یه کلمه کوچیک دل خیلی ها رو شاد کنیم.اخه اینروزا دل آدما خیلی گرفتس ؛آسون شاد نمیشه. اما کسی که دلو داده راه شادیشو هم نشون داد.
داداِ جوجو
من چرا در پي كرم شب تاب ام؟
داداِ جوجو
كاش می دانستی یه کسی هست كه احساس تو را می فهمد یه کسی از تب عشق تو دلش می گیرد ...
داداِ جوجو
دوستت دارم را کجا بنويسم که ماندگار باشد؟ روي تن شبنم؟ اگر از شاخه چکيد چه؟ روي لبخند گلبرگ؟ با زمستان چه کنم؟ روي بستر ساحل؟ پس چگونه جلوي رقص موج را بگيرم؟ پس بهتر آنست که در لحظه لحظه ي دلتنگي هايم دوستت دارم را زمزمه کنم، چرا که هميشه دلتنگ توام
داداِ جوجو
جان و دل و تن هر سه حجاب ره بود... تن دل شد و دل جان شد و جان جانان شد
داداِ جوجو
تا بود من از بود تو آمد به وجود... بی بود تو بود من کجا خواهد بود
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز43 ثانيه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز1 ثانيه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبلهمچنین