گاهی دلت از سن و سالت می گیرد میخواهی کودک باشی کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد و آسوده اشک می ریزد بزرگ که باشی باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ..
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی و بس
من داغونم... خـدایا میـشه بـگی خـدمـات ِ پـس از خلقـتت کـجاست ؟؟ چقدر این سربالایی ها ادامـــــــه دارند من از زندگی که هیچ . . پاهایم از من شکایت دارند
@مهشی ــد کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی گاهی یاد می گیری که خیلی می ارزی زیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند
میشه
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 7 ساعت و 32 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل

12 سال و 10 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 35 دقيقه قبل