سعيـــــــد
يارو ميره ته استخر تا مياد بالا مي گه : کاشي کاره عجب نفسي داشته !!!
سعيـــــــد
غضنفر میره پمپ بنزین و باک زانتیاشو پر میکنه و میگه: چقدر شد؟ کارگر جایگاه میگه: 350 تومان! غضنفر در گوش کارگر جایگاه میگه: شاه برگشته؟ کارگر جایگاه میگه: نه جانم، قیمت گازوئیل همینه
سعيـــــــد
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.
سعيـــــــد
غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه
سعيـــــــد
غضنفر فيلم جنگي ميبينه. آخر فيلم که تموم ميشه جو ميگردش سينه خيز ميره تلويزيون را خاموش ميکنه.
سعيـــــــد
از چهره ی افروخته شمعی داری / پیداست بنای قلع و قمعی داری / با هر کس و ناکس نشستی جز من / زیبایی منحصر به جمعی داری
سعيـــــــد
چه كنده اينجا گيري كرديما ااااااااااا
سعيـــــــد
بعضی ها به ظاهر وقتی اول وارد لیست دوستانت که میشوند چیزی با خود نمیآورند، ولی وقتی میروند، همه چیز آدم را با خودشان میبرند