♥♥٠· S e p e h r ˙·...
یادش بخیر یـه زمـانـی مـاشینــا همیشـه اینجـوری بـودن !!
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
یـادم باشـد و یـادت نـرود که همــــه ی ما برای یکـــــبار ایستادن هـــــــزاران بار افـــتاده ایم !
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
'مادر" نوشته می شود... "فرشته" خوانده می شود...!
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
اووووف ... یه دنیا کار دارم! خودمم که هنوز آماده نیستم ..!
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
آدم مـــــــرد بـاشـه و از تـو آشــــغــــــالا نـــــون دربیــاره ، بـهـتــر از ایـنـه کـه آشــــــغــــــال بـاشـه و از نـــامــــــــــردی نــــــون دربیــاره ...
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
چه فرقی می كند.. در سیرك یا در خانه؟!! خنده ات كه تلخ باشد، دلت كــه خون باشد، تو هم دلقكی..!!
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
تو دست من باش و من پای تو تا با عشق زندگی کنیم...
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
به سلامتی کم توان ذهنی ای که در دنیای پاک خودش تقلّا میکند، تا منظورش را به انسان های به ظاهر عاقل اطرافش برساند ولی نمیتواند.
♥♥٠· S e p e h r ˙·...
پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید : خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید .زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید ! زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است .دوست داشتی جای من بودی؟؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم ! ... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…