اقا دیروز اومدم از پارک در بیام جاش ناجور بود دید نداشتم سر ظهرم بود تو کوچه دیدم یه پسره داشت میومد سمتم شیشرو دادم پایین گفتم عذر میخوام آقا اگه امکان داره یه فرمون بدین من ازینجا در برم ایینه بغلم شکست با اعتماد نفسه کامل برگشت گفت بشین پشت فرمون ما هم نشستیم اقا گفت بــــیـــــا بــــــیــــــــا بـــــــیــــــا بــــــــیـــــــا یهو دیدم ماشین لرزید دوووووف صداش درومد پسره داد میزنه کوری مگه خوردی به سطل اشغال خاک تو سر اون سرهنگ بریزن که به تو گواهینامه داد یه لحظه ارزوی مرگ کردم.با خودم گفتم من فردا میخام با یکی از اینا زیر یه سقف زندگی کنم؟
یه بار تو دوره دانشجویی 4 نفری سوار یه پیکان شدیم شیشه بالابر نداشت! میدونید که چی میگم؟ به راننده به مسخره گفتم اقا شیشه هاش برقی؟ (کل ماشین زد زیر خنده) راننده هم با جدیت گفت بله برقیه!!! بعدشم یه دکمه زد شیشه سمت من اومد پایین!!! هیچی دیگه تا یه هفته پیاده میرفتم دانشگا نکنه یه وقت یارو بخوره به پستم
عجب تفکری پشت این اسمه بوده حتما چند سال فکر کردنااااااااا
13 سال و 1 ماه و 12 ساعت و 2 دقيقه قبللابد....انیشتن نمیتونست از این فکرا بکنه....
13 سال و 1 ماه و 12 ساعت و 1 دقيقه قبلنه حتما نمیتوانست در این مورد نظری بدهد عایاااا
13 سال و 1 ماه و 11 ساعت و 59 دقيقه قبل