در ادبیات ما داستانها و قصه های فراوانی در باره عشق های یک طرفه یا فرهاد وار نقل شده است. عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است. یعنی عاشق درافکار و پیش فرضهایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او ازاحساسات معشوقش بی اطلاع است. روانشناسان این حالت را بیش از آنکه نوعی عشق بنامند آن را نوعی بیماری روانی به نام "پارانویا" می دانند. عشق های یک طرفه نوعی بیماری روانی محسوب می شود. در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آنها را دوست دارد. اما اینها تنها در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد!
الان یه موجی عظیمی تو فامیل اوفتاده همه دارن قاطی مرغآ میشن بعد خواهر گرامی هی میاد سر مبارک بنده رو با محکم نوازش میکنه ومیگوید :خیلی کصافطی من تو خونه پوسیدم از بیکاری برو زن بگیر باهاش حرف بزنم تو که آدم نیستی باهات حرف بزنم مردشورتو ببرن حکم برگ چغندرو تو خونواده دارم شک نکینید به موت قسم
یکی از فانتزیام اینه که: توی بیمارستان، یه پرستار از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه: آقای دکتر؟ آقای دکتر؟ بیمار داره از دست میره من درحالی که لبخندی پر معنا ب رلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم پرستار بلندتر و با التماس میگه: آقای دکتر عجله کنید، قلبش از حرکت ایستاده من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم ایندفعه همه ی پرستارا و دکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهره ی تک تکشون نگاه میکنم و میگم: آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار ناپدیدشم
به نوید داداشم میگم لامصب دسشویی میری سریع بیا بیرون مام کار داریم اون تو خب.میگه یه وقتایی که تو دستشویی ام و یکی به شدت منتظره که بیام بیرون, الکی طولش میدم!!! آدم احساس قدرت می کنه, انگار تو اون لحظه زندگی اونی که بیرونه توی دستاته!!!! داداش استعمارگر روانیه من دارم ؟
دیروز رفتم در خونه داییم از زن دایی پرسیدم : دایی اومده ؟ گفت : چی چی آورده ؟ مثل این مونگل ها یه کم فکر کردم ! گفتم : قرار بوده چند تا وسیله برقی بیاره ! دوباره گفت : بخور و بیا ! تازه فهمیدم سر کارم !

13 سال و 29 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبلاوخه چ بامزه.....
13 سال و 29 روز و 12 ساعت و 22 دقيقه قبل
13 سال و 29 روز و 12 ساعت و 17 دقيقه قبل توسط موبایلعطی راه درمان داره؟
13 سال و 29 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبلوالانخوندم اونشو
13 سال و 29 روز و 12 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایل