یکی از فانتزیام اینه که: توی بیمارستان، یه پرستار از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه: آقای دکتر؟ آقای دکتر؟ بیمار داره از دست میره من درحالی که لبخندی پر معنا ب رلب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم پرستار بلندتر و با التماس میگه: آقای دکتر عجله کنید، قلبش از حرکت ایستاده من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم ایندفعه همه ی پرستارا و دکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهره ی تک تکشون نگاه میکنم و میگم: آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار ناپدیدشم
دیروز پیشه بابای مهربونم نشسته بودم دیدم یهو میگه بیا 20 سوالی میگه اون چیه که خوراکیه واز جنس پلاستیکه.من هر چی فکر کردم نتونستم جوابشو بدم اخر بهم گفت خاک تو سرت با این سوادت دانشجوی مملکت نمیتونه یه سوال جواب بده میگم خوب چیه میگه " پفک" .چون هم می خوریم هم وقتی رو اتیش می اندازیمش جمع میشه!!! بش میگم پدره من تو اگه به من فحش ندی روزت شب نمیشه نه؟ میگه یه دختره پرورشگاهی که بیشتر ندارم ینی تخریب تا این حد؟
بچه بودم بابام منو برده بود شهر بازی سوار تاب زنجیری شده بودیم ، هنوز دور نگرفته بود دستگاه که دیدم بابام داره از ترس داد و هوار میکنه..طرف نگه داشته دستگاهو به بابام میگه چی شده ؟ میگه این دختر من میترسه مارو پیاده کن !
دیشب داشتم ماشین رو دنده عقب میآوردم تو پارکینگ مامانم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. بیا …. نیا !! لوله آب شیکست ! من: مامانم:کول باشوا(همون خاک بر سر خودمونه)عصبی که میشه لحجش ترکی میشه
تلفنی که پیغام گیر داشته باشه چقدر بده ! اقا از روزی که خریدیم وقتی خونه نیسیم اقوام زنگ میزنن ، یکیشون شعر میخونه ، یکی صدای حیوون از خودش در میاره ، یکیشون مسخره بازی در میاره ... آرزوی شنیدن یک پیام درست و داشتن فک و فامیل مناسب تو دلمون موند !
خدایی سخت تر از خداحافظیه عید دیدنی هیچی نیس.یه شب عید همه با هم خداحافظی میکردن اون وسط من واسه خودم میگفتم خاله خدافظ شوهر خاله خدافظ بچه ها خدافظ اخرشم نفهمیدم جوابمو دادن یا نه.این چه وضعیه اخه.
اقا دیروز اومدم از پارک در بیام جاش ناجور بود دید نداشتم سر ظهرم بود تو کوچه دیدم یه پسره داشت میومد سمتم شیشرو دادم پایین گفتم عذر میخوام آقا اگه امکان داره یه فرمون بدین من ازینجا در برم ایینه بغلم شکست با اعتماد نفسه کامل برگشت گفت بشین پشت فرمون ما هم نشستیم اقا گفت بــــیـــــا بــــــیــــــــا بـــــــیــــــا بــــــــیـــــــا یهو دیدم ماشین لرزید دوووووف صداش درومد پسره داد میزنه کوری مگه خوردی به سطل اشغال خاک تو سر اون سرهنگ بریزن که به تو گواهینامه داد یه لحظه ارزوی مرگ کردم.با خودم گفتم من فردا میخام با یکی از اینا زیر یه سقف زندگی کنم؟


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 56 دقيقه قبلناراحتی برم یه گروهه دیگه؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 53 دقيقه قبلاولا باید بابت اینکه پست شکست عشقی نمیذاری بهت تبریک بگم
)
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبلدوما باید به خاطر اینکه هی کپی پیست میذاری اما در عین حال روحیه ی طنز داری، بهت بگم که خب خودت بنویس اولش شاید ندونی چی اما زود دستت روون میشه
اصلا خود حرف زدن با بچه ها و دیدگاه گذاشتن با دیگران سوژه دستت میده (مثل من که همش آتو میگیرم
اخه من یه جا دیگه هم عضوم از پستای اونور خودم میذارم اینور حوصله نوشتن ندالم ولی خب هم جوابه بقیه و هم نظر میدم....در کل فعالم بهلــــــــــــــه....
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 34 دقيقه قبلآسپرین
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبل