دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلناز صبوری

خوشگل، لوس،بامزه، شوخ،60% صادق(مهم اینه که 50% و رد کرده،نخند) فوق العاده خودخواه،کینه ای افتضاح (... درباره »
دلناز صبوری
امتیاز: 240

دنبال‌شدگان

(58 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(57 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

دلناز صبوری
دلناز صبوری

دیروز رفتم در خونه داییم از زن دایی پرسیدم : دایی اومده ؟ گفت : چی چی آورده ؟ مثل این مونگل ها یه کم فکر کردم ! گفتم : قرار بوده چند تا وسیله برقی بیاره ! دوباره گفت : بخور و بیا ! تازه فهمیدم سر کارم !

دلناز صبوری
دلناز صبوری

پسر خالم دوسالشه به عمش گفته پدر سگ ! بهش گفتن معذرت خواهی کن ! گفته ببخشید پدر سگ جان

دلناز صبوری
دلناز صبوری

یه پسر دایی دارم ۷ سالشه…مامان بزرگم بهش گفت ایشا…زود تر بزرگ شی تو رو هم تو لباس دامادی ببینیم…پسر داییم نه گذاشت نه برداشت گفت الکی دعا نکن تا اون موقع تو دیگه مردی… من:

دلناز صبوری
دلناز صبوری

مامان بزرگم زنگ زده بود واسه داداشم که سربازیه ، شماره رو گرفته بود، هی میگفت : ننه صدای نوارتو کم کن بفهمم چی میگی ، ننه گوشام سنگینه ، ننه صدات واضح نمیاد ، صدای نوارتو کم کن !! کنجکاو شدم ببینم چه خبره ،گوشی رو ازش گرفتم دیدم یه ساعته داره با پیشواز ایرانسل حرف میزنه !

دلناز صبوری
دلناز صبوری

رفتیم بدرقه داییم اینا که داشتن میرفتن مکه ! به پسر داییم میگم التماس دعا ، برا منم نماز بخون ... میگه مدینه 2 تومن مکه 5 تومن !

دلناز صبوری
دلناز صبوری

از بعضیا میپرسی اسم بچه تونو چی گذاشتید ؟یه چیزی میگن که مجبور میشی بعدش بپرسی به سلامتی حالا دختره یا پسر

دلناز صبوری
دلناز صبوری

یه بار تو دوره دانشجویی 4 نفری سوار یه پیکان شدیم شیشه بالابر نداشت! میدونید که چی میگم؟ به راننده به مسخره گفتم اقا شیشه هاش برقی؟ (کل ماشین زد زیر خنده) راننده هم با جدیت گفت بله برقیه!!! بعدشم یه دکمه زد شیشه سمت من اومد پایین!!! هیچی دیگه تا یه هفته پیاده میرفتم دانشگا نکنه یه وقت یارو بخوره به پستم

دلناز صبوری
دلناز صبوری

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم، یه پسره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود خیلی تازه کاره! همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش، لرزون لرزون اومد سمت من و گفت: “بسم الله الرحمن الرحیــــم” منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم: “اشهد ان لا اله الا الله”! هیچی دیگه… انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!

دلناز صبوری
دلناز صبوری

به نوید داداشم میگم لامصب دسشویی میری سریع بیا بیرون مام کار داریم اون تو خب.میگه یه وقتایی که تو دستشویی ام و یکی به شدت منتظره که بیام بیرون, الکی طولش میدم!!! آدم احساس قدرت می کنه, انگار تو اون لحظه زندگی اونی که بیرونه توی دستاته!!!! داداش استعمارگر روانیه من دارم ؟

دلناز صبوری
دلناز صبوری

هر کی بخنده نا مرده به مامانم میگم ، لایک به ناهارت ، با ناراحتی میگه لایک به جد و آبادت ، نمک نشناس دستم بشکنه دیگه برات کوفتم نمیپزم ! من: بابام:بیشعور نفهم خجالت نمیکشی این بد بخت 3 ساعت وایساده تا برات کوفت درس کنه به جای دستت درد نکنته؟خاک تو سرت : نوید(بیشعور میدونه لایک یعنی چی)اخ مامان نمیدونی چه حرفه زشتی زد: میخوام برم به افق

دلناز صبوری
دلناز صبوری

امروز از برنامه Google Earth پشت بوم خونمون رو پیدا کردم ! نشون مامانم دادم ! حالا یه نقطه سیاه پیدا کرده کف میزنه و با کلی ذوق و شوق میگه این منم دارم لباس پهن میکنم ! حالا بابام اومده مامانم بهش گفت ! لامصب بابام اومده میزنه پس گردنم میگه چرا عکس مامانتو میذاری تو اینترنت !

دلناز صبوری
دلناز صبوری

زنبور اومده نزدیک دختر عمه م که ۱۰ سالشه ، دختر عمه م برگشته میگه : تور رو خدا منو نیش نزن ، من محصولات شمارو خیلی دوست دارم من:

دلناز صبوری
دلناز صبوری

دایی کوچیکم با دایی بزرگم قهره ما دیشب خونه دایی بزرگم بودیم دایی کوچیکم بم زنگ زده میگه ستاره تابلو نکن منم یه سوال میپرسم با اره و نه جواب بده کیا اونجان؟ من: اره داییم:

دلناز صبوری
دلناز صبوری

شباهت زندگی من و انیشتین در اینه که هر دو، بچگی هامون خنگ بودیم! ولی خوب، از وسط های بیوگرافی مون به بعد یه کم متفاوت میشه

دلناز صبوری
دلناز صبوری

حالا که خبری نیست ز شوی، ز گواره تا گور دانش بجوی سازمان سنجش