naznazi
زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت چگونه زندگی کنم
naznazi
اگر دبیر ریاضی بودم ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد اگر دبیر شیمی بودم نام تو را در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود اگر دبیر دینی بودم می دانستم که بعد از خدا تو را می پرستم اگر دبیر جغرافی بودم می دانستم که خوش آب و هوا ترین منطقه آغوش گرم تو است و اگر دبیر زبان بودم با زبان بی زبانی می گفتم عاشقتم
naznazi
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . (شکسپیر)
naznazi
عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند. (ژرژسان)
naznazi
یک چیزی هست به نام عرصه که شديداً بر من تنگ شده است !
naznazi
عجب خیاط ماهری است دنیا ، که دل هیچکس را برای ما تنگ ندوخت !
naznazi
یادتوهمیشه همراهم هست!اماوجودت دور است.. نمیدانم چگونه بسازم،با یادت خیالى را،یابا نبودت دلتنگى را!
naznazi
پرسیدند : دوستش داری ؟ گفتم : دنیای من است گفتند : دوستت دارد ؟ گفتم : تنها سوال من است..
naznazi
زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)
naznazi
دلتنـــــــــــــــــگی عین آتش زیر خاکــــــستر است گـــــــاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده امّـــــا یــک دفــــعه همه ات را آتــــش مـــــــــــیزند . .
naznazi
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم سال هاست دارم حساب می کنم چگونه من بعلاوه تو فقط شد من
naznazi
جای خالیت را نفس عمیق می کشم ... عطرت از تو باوفا تر است!
naznazi
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه
naznazi
همیشه هستند کسانی که ، نمی خواهند پــرواز ِ تو را ببینند ! تو به پــرواز فکر کن ... نه آنهــا ..
شنا دکتر کورتون میشناسین؟
14 سال و 7 ماه و 7 روز و 7 ساعت قبلسلام.نه نمیشناسم!
14 سال و 7 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبلاخه تو خنده بازار یه دکتر کورتون هست هی ناناز صدا میکنه

14 سال و 7 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 33 دقيقه قبل
14 سال و 7 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 41 دقيقه قبل