naznazi
دقت کردین دانش اموزا وقتی چیزی نمیفهمن از بغل دستی میپرسن: تو چیزی میفهمی؟ اونم میگه نه و بعدبه خود شون می بالن و خوشحال از اینکه تنها نیستن و همگی نمیفهمن...
naznazi
کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه ” حالت چطوره؟ ” و تو جواب میدی “خوبم” کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: ” میدونم خوب نیستی!
naznazi
یه دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن.
naznazi
آیا می دانید بعضی وقت ها وجدان مانع ارتکاب گناه نمیشه، فقط گناه رو کوفت آدم میکنه؟
naznazi
قطار می رسد برای بعضی ها کسی منتظر نیست برای بعضی ها کسی را نمی آورد اما ، بیچاره آن هایی که مسافرشان را دیگران به خانه می برند
naznazi
خدایــــا !!!! تا خـِـــر خـِــره پـــر از زندگــــی ام... مرســـی دیگـــر میـــل نـــدارم، سیــــــــــــرم...
naznazi
زندگی به من آموخت هــیــچ کــسی شبیه حرفهایش نیست !!
naznazi
باور نـمی کنـم ... خـالـق نظـم دانـه هـای انـار ، زنـدگـی مـرا ... بـی نظـم چیـده باشـد !
naznazi
با تمام وجود گناه کردیم اما نه نعمت هایش را از ما گرفت و نه گناهانمان را فاش کرد.بیندیش اگر اطاعتش کنیم چه میکند!!!!!!!! دکتر شریعتی
naznazi
عاشقتم : یک کلمه است با دنیایی از مسئولیت، گفتنش هنر نیست، مسئولیت پذیریش هنراست . .
naznazi
تمام “امن یجیب” های دلم را گره زده ام به کلماتت و روانهی آسمان کرده ام خاتون ِ خوب ِ خواب و خاطره! من مطمئنم خدا تو را برای دلم نگه میدارد
naznazi
آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد … امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای …
naznazi
نگران نباش حال دلم خوب است !!! …نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست نه از شیون های مداومش ، به وقت ِ خواستن ِ تو … آرام جوری که نبینی و نشنوی گوشه ای نشسته ، و رویاهایش را به خاک می سپارد
naznazi
آدامــــس ها بزرگترین اسـآتید معنویت هستند , از کودکیمــان تلاش میکنند به مـا بفهمـآنند : هــیچ شیرینی مــآندگـار نیستــ .....
naznazi
گـآهی دلت میخواد همه بُغضات از تو نگات خونده بشه که جسارت گفتن کلمه هارو نداری , اما یه نگاه گــُنگـــ تحویل میگیریُ یه جــُمله مثل : چیزی شــُده ؟؟؟؟ اونجــاست که بـُغضتو با لیوان سکوتت سر میکشیُ با لیبخند میگی : نه هیــچی ....

14 سال و 7 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبل