arash
گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد
arash
از وقتی تو رفتی شاعرانه به سوگ نشستم تمام لحظه های نبودنت را میشمارم نمیدانم چرا این دل لعنتی به هر بهانه ای به سمت تو میرود تویی که آنرا به نابودی کشاندی ایکاش برای بودن کمی صبر میکردی عجولانه آمدی و بی صبرانه رفتی سالهاست برایت مینویسم تویی که دیگر نیستی گفته بودی غمهایم را خریداری من غمهایم را گران کردم تا هرگز خریدار نباشی اما غمهای تو را با هر قیمتی خریدار شدم
arash
خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! ... ... من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم...
arash
دخترا که لاغر شن همه میگن شده مثه باربی پسرا که لاغر شن همه میگن معتاد شده
arash
یه روز از تاكسي پياده شدم خواستم شيشه درو هل بدم در بسته بشه شيشه پايين بود دستم رفت تو ماشين خرد تو صورت دختره :-