arash
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی بدست گیرند دفتر سرنوشت را رقم زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود
arash
گاهی به باران حسودیم میشه که بی پروا با آغوش گونه هات عشق بازی میکنه
arash
دانم که اشک گرم تو دیگر دروغ نیست چون مرهمی ، صدای تو با درد من یکی است
arash
زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني تو بود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت تو بود زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود زيباترين اعترافم عشق تو بود .
arash
نه از آشنایان وفا دیده ام نه در باده نوشان صفا دیده ام زنامردمیها نرنجد دلم كه از چشم خود هم خطا دیده ام به خاكستر دل نگیرد شرار من از برق چشمی بلا دیده ام وفای تو را نازم ای اشك غم كه در دیده عمری تورا دیده ام دگر مسجدم خانه توبه نیست كه در اشك زاهد ریا دیده ام نه سودای نام و نه پروای ننگ از این خرقه پوشان چه ها دیده ام طبیبا مكن منعم از جام می كه درد درون را دوا دیده ام حریم خدا شد چه شبها دلم كه خود را ز عالم جدا دیده ام از آن رو نریزد سرشكم ز چشم كه در قطره هایش خدا دیده ام برو صاف شو تا خدابین شوی ببین من خدا را كجا دیده ام…
arash
تو در من آن تب گرمی كه آبم میكند كم كم نگاهت نیز چون مستی خرابم میكند كم كم
arash
مي دانـــم داشتنـت آرزوي محاليست ... امـــا به دوست داشتنـت که مي توانـم افتخــار کنـــم ...!
arash
نمي دانــم چــرا بيــن ايــن همــه ادم پــيــله کــرده ام ... بــه تــو شــايد فــقط با تــو پــروانــه مي شـــوم ســنـگـيــنــي گـفــتــه هــايــم بــه سـنــگـيــنـي گــوش هــايـت دَر . . .!
arash
چقدر دلم مي خواهد نامه بنويسم... تمبر و پاكت هم هست و يك عالمه حرف... كاش كسي جايي منتظرم بود...
arash
عشق فراموش کردن نیست ، بلکه بخشیدن است ... عشق گوش دادن نیست ، بلکه درک کردن است ... عشق دیدن نیست ، بلکه احساس کردن است ... عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست ، بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است -
arash
گفتی که مرا دوست نداری، گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده گفتی که نه، باید بروم، حوصله ای نیست ... پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو، خدا پشت و پناهت، به سلامت بگذار بسوزد دل من، مسئله ای نیست
arash
قوانین علم را به هم زده ای! نبودنت وزن دارد ! تهی … اما .. سنگین!
arash
فلسفه زندگی انسان امروز در این جمله خلاصه می شود : فدا کردن آسایش زندگی برای ساختن وسایل آسایش زندگی.
arash
گفتی که مرا دوست نداری، گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده گفتی که نه، باید بروم، حوصله ای نیست ... پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو، خدا پشت و پناهت، به سلامت بگذار بسوزد دل من، مسئله ای نیست
arash
فاصله خط عابر پیاده ندارد ، دست مرا بگیر و از آن رد کن ، قرار دیدار ما هر نیمه شب ، خیالت که نمی گذارد بخوابم !