رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟؟؟ یه دختر بچه 5 ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه!! به جون خودم من تا 12 سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن
سلام دیشب داشتم دیدگاهها رو نگاه می کردم .چشمم خورد به دیدگاه کوته فکری که نوشته بود :خدایا از گریه برای پیامبران و امامانت خسته شدم .پیامبرانی بیاور که برایشان بخدم. .. ناخداگاه یاد ماجرای حضرت موسی افتادم ... در دیدگاه
.حضرت موسی هنگامی که برای عبادت و صحبت با فرشته مقرب الهی به محل عبادتش می رفت .یکی از مشرکان و بت پرستان به او گفت ای موسی برو و به خدای خودت بگو که من اصلا عبادتش نکردم و نمی کنم و اصلا او را قبول ندارم و دائما در حال گناه هستم و او هیچ کار نمی تواند بکند و جلوی من را بگیرد و میبینی که همچنان هر کاری که بخواهم می کنم. حضرت موسی به محل عبادت رفت و بعد از اینکه عبادتش تمام شد تصمیم به برگشتن گرفت که از طرف خداوند وحی رسید ای موسی چرا پیغام آن بنده ما را نرساندی .موسی گفت شرم کردم . خداوند فرمود برو و به او بگو ما او را مدتهاست عذاب کرده ایم و او خبر ندارد .من لذت و شیرینی عبادت و گفتگو با خودم را از او گرفته ام و این برزگترین عذاب برای او ست. .حال کسی که از روی اخلاص و معرفت برای اهل بیت (ع) گریه می کند ابدا خسته نخواهد شد و به حلاوت عشق او افزوده می شود . پس میبینیم که مدتهاست خدا لذت گریه بر مصائب اهل بیت را از این انسانها گرفته است . خدایا لذت گریه بر حسین زهرا(س)را از ما نگیر . یا علی (ع)