سامیرا= سمیرا، زن بزرگوار، نام محلی در نزدیکی مکه،نام عمه شیرین در داستان خسرو و شیرین
رایحه=عطر خوش(رایحه الجنت) ،عطر حضرت زهراریحان=گیاه و گل خوشبو و معطر، در حدیثی از امام علی (ان المرئه ریحانه و... ترجمه: زن (دختر و ...) مانند گل خوشبویی است،پس به انجام کارهای سخت وادارشان نکنید)
ریحانه=گل خوشبو و معطر (مثل اسم قبل،نام مادر امام رضا،از القاب حضرت زهرا
ضحی=سپیده صبح،در قرآن بهش قسم خورده شده
شریفه= زن شرافتمندشمسا= دختری که مانند خورشید است،درخشان و پرتوافشان
اسمهای ترکیبی عربی فارسی:
حوردیس= انکه چون حور زیباست
حوریا =آنکه چون حور زیباست
حلیا= آنچه در چشم خوش میدرخشد (حلی+ا)
سدنا= سجده کننده بر خانه خدا - مرکب از سدن(عربی) به معنای سجده کردن به کعبه + ابف فاعلی (فارسی
ببینید من یه صحبت خیلی جدی باهاتون دارم آقا اینجا با دوست پسر من لاس نزنین من آدم بد دهن سگ غیرتیم البته خودش نمیدونه دوست پسر منه شما هم نمیدونین کیه خودمم نمیدونم کیه خودش بیاد بگه کیه عین بچه آدم روانیم خودتی