خیلی غصـه دارم عـصـریـه رفـتـه بودم #حرم ی دفه ی دختره اومد جلوم دراز کشید همسن خودم بود تازه دماغشم عملی بود جون نداشت پاشه راه بره فک کنم ام اس داشت حیف دماغش خدا به حق حضرت زینب همه مریضارو شفا بده
وااااااااااااااااااااااااااااااای....بابام ماشینه یه نفر دیگرو به جا ماشین خودمون اورده.....چه جوری نفهمیده خوووووووب؟ فک کن من نمیفهمیدم میومدن بابامو دست بند میزدن:
حنانه نه...ولی بابام نفهمیده به زور خوروندتش
خاله من فهمیدم رفتم کنار ماشینمون اینقده پلیس اومده بووود گفتم ماشین شما گم شده گفتن اره..اینقده من شرمنده شدم
بعد بنده خدارو اوردم ماشینشو برد منم رفتم ماشینو اوردم ولی خیلی ضایع بازی شد
صبي از خواب پاشدم ديدم اين رو دماغم نشسته هر کار کردم نپردي با مخ ميخورد زمين ،تازه پرواز کردنو ياد گرفته نميدونم از کجا اومده تو اتاغم.. رفتم رو حياط ولش کردم خداکنه ببريريا،گرگي ،دايناسوري نخورتش