مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده دلم برایت تنگ است
مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
هرگز از رودی که خشک شده است به خاطر گذشته اش سپاسگذاری نمیکنند ... و مائیم و این رسم دنیا ...
مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
تنهاترین تنهای تو . زخم زبونا خورده بود خدانگهداری نکرد . چون قبل رفتن مرده بود مسافر دلتنگیا . از بعد تو بیچاره شد بعد از وداع آخرش . رفت و دیگه آواره شد
مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
هر جا هستی یاد من باش! من که با یاد تو موندم، پا به پای هر دقیقه از تو گفتم! از تو خوندم! از تو که شرم سلامت لحظه هامُ زیرُ رو کرد! با خداحافظ سردت چشم من به گریه خو کرد!
مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
آغاز من بودم،پایان تو بودی چه تجربه سختی بود دلکندن از گرمای دستان تو هنوز در دستانم جامانده حرارتیست که یادآور کلمه سخت "خداحافظیست".
مــــ ـــهــــ ـــــد یـ...
کاش دزدان عاشقی را از وجودم می ربودند تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشم آن کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد عشق را آلوده کرد !!!