اعتراف می کنم یکی از دوستانم توی یه اتفاقی لبش پاره شده بود و نمی تونست حرف بزنه و همه حرف و درخواستاشو روی یه دفترچه که کنارش بود می نوشت.منم واسه عیادتش رفته بودم.روی دفترچه نوشت:خوبی؟ چیکار میکنی؟ منم خودکارو از دستش گرفتم و نوشتم:قربونت.هیچی بیکارم. نوشت: نابغه من کرم یا تو لالی؟؟؟؟
اینو از کجا پیدا کردی تو
چش حتمن سر میزنیم آجیل و شیرینیت به راه باشه
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلاستاتوست این پُسته شده


14 سال و 5 ماه و 18 روز و 7 ساعت و 39 دقيقه قبلنه دیگه .. عید تموم شده .. هرچی مونده سهمی خودمونه
بیا حالا ی کاریش میکنیم
تووووووووووووولدت مبارک دختر سرزمین معرفت
14 سال و 4 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبلبانوی اردیبهشتی .. تولدت مبارک
14 سال و 4 ماه و 13 روز و 2 ساعت و 25 دقيقه قبلبازم مررسی احسان جونم

14 سال و 4 ماه و 13 روز و 1 ساعت و 13 دقيقه قبلمررررررررررررسی خانمییییییی