حسین نقویان
فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته
حسین نقویان
آدمها خیلی نمیتونن از هم دور بشن بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن و برش دار
حسین نقویان
دوست داشتن از عشق برتر است دکتر علی شریعتی
حسین نقویان
به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم
دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه . . .
حسین نقویان
اونقد در حقش خوبی کن که وقتی رفت با افتخار بگی من بد نبودم اون لیاقت منو نداشت . تجربه کردم که میگم دوستان
حسین نقویان
دیوانه از قفس پرسید .... دیوانه در قفس عشق در اسارت بود ؟ به خاطر عشق زندانی بود ؟ به خاطر عشق دیوانه شده بود ؟ ....
حسین نقویان
از یک پیاد ه روی دبش میام با کوله باری از غم و فکر
حسین نقویان
حیف نون ميره ثبت و احوال براي پسرش شناسنامه بگيره!
مامور ثبت ميگه: اسم پسرتو چي مي گذاري؟
حیف نون ميگه: تويوتا !!
مامور ميگه تويوتا كه اسم نيست؟! حیف نون ميگه ميخوام با اسم من و زنم بخونه!
مامور ميگه:مگه اسم شماچيه؟
حیف نون ميگه: اسم من بيوكه ! اسم زنم خاور !!!
حسین نقویان
در درخت توت پروانه ایی دیدم
حسین نقویان
من براي سال ها مينويسم ......
سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند.......
افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......
هميشه يكي بود يكي نبود
حسین نقویان
به هر چه فکر کردم برای من ترانه شد ......