دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حسین نقویان

حسین نقویان
مرد - مجرد
امتیاز: 409.2

دنبال‌شدگان

(50 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(60 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

حسین نقویان
حسین نقویان

آبجیم خواب بود، رفتم سروقت گوشیش اسم خودمو به Irancell تغییر دادم ... روز و شب بهش SMS میدم: مشترک گرامی روز جهانی معلولین ذهنی بر شما مبارک ..!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسین نقویان
حسین نقویان

به سلامتی اون کاربری که همه پست ها لایک میزنه ایول

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسین نقویان
حسین نقویان

آروم آروم تو گوشم بگو که پیشم هستی

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسین نقویان
حسین نقویان

بچه:مامان شاهزاده رویا ها با اسب سفید یعنی چه؟ مامان: یعنی خری مثل بابات

حسین نقویان
حسین نقویان

مثل همیشه از ته دلم واسه همه دوستای مجازی خودم یه شب رنگی یه خواب عسلی آرزو میکنم . فردایی شیرین واسه همه عزیزان . شاد باشید . دوستتون دارم شب خوش

حسین نقویان
حسین نقویان

روزي شخصي به نزد حافظ شيرازي رفت گفت حافظا اين كتاب ديوان حافظ اثر شماست؟ حافظ گفت: اين غضنفر غضنفر كه ميگن پس شمايي!

حسین نقویان
حسین نقویان

دختره به دوستش زنگ میزنه میگه,یه پسره دنبام راه افتاده,چیكار كنم؟ دوستش میگه خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاكتوسر خیلی یواش راه میره

حسین نقویان
حسین نقویان

پدر پسر شجاع چوبین چاق و لاغر کلانتر

حسین نقویان
حسین نقویان

شبتون شیرین و خوابتون عسلی ..... فردای شیرین وشاد واسه همه شما عزیزان ...... شب زنده داران زنده باد عاشق دلان را زنده باد ( یه بیت شعرم گفتما )

حسین نقویان
حسین نقویان

خدایا تو هم میکرو بلاگ اجتماعی داری ؟ که درد دلهایم را برای تو بنویسم وتو آنها را لایک بزنی ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسین نقویان
حسین نقویان

فقط کافیه بعضی ها بنویسن واو بعد 25 هزا رتا لایک میخورن . اییییییش

حسین نقویان
حسین نقویان

می دونستم اینقد در حد خوبی کردم که بعد از گذشت چند ماه خبرمو بگیری ولی اگه واقعا میخوایی حالمو بپرسی چرا از دیگری حد اقل از خودم بپرس که نبودی در چه حالی بودم من ...

حسین نقویان
حسین نقویان

گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود. خدا گفت: چیزی بگو ! گنجشک گفت: خسته ام. خدا گفت: از چه ؟ گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت: مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟! چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز تنهایت گذاشتم ؟ گنجشک سر به زیر انداخت . دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود . خدا گفت : اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ! گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود . گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسین نقویان
حسین نقویان

يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

حسین نقویان
حسین نقویان

یارو یه دوقلو میبینه بعد میزنه زیر خنده میگن چرا می خندی؟ میگه تابلوئه فتوشابه!