حسین نقویان
اونقد در حقش خوبی کن که وقتی رفت با افتخار بگی من بد نبودم اون لیاقت منو نداشت . تجربه کردم که میگم دوستان
حسین نقویان
یعنی چی میذاری میری بعد از دو ماه میایی خبر منو از یکی دیگه میگیری . خوب که چی ؟
حسین نقویان
دیوانه از قفس پرسید .... دیوانه در قفس عشق در اسارت بود ؟ به خاطر عشق زندانی بود ؟ به خاطر عشق دیوانه شده بود ؟ ....
حسین نقویان
می دونستم اینقد در حد خوبی کردم که بعد از گذشت چند ماه خبرمو بگیری ولی اگه واقعا میخوایی حالمو بپرسی چرا از دیگری حد اقل از خودم بپرس که نبودی در چه حالی بودم من ...
حسین نقویان
از یک پیاد ه روی دبش میام با کوله باری از غم و فکر
حسین نقویان
یارو مي خواسته گوسفند سر ببره! چاقو پيدا نمي كنه .
گوسفند رو خفه ميكنه !!!
حسین نقویان
حیف نون ميره ثبت و احوال براي پسرش شناسنامه بگيره!
مامور ثبت ميگه: اسم پسرتو چي مي گذاري؟
حیف نون ميگه: تويوتا !!
مامور ميگه تويوتا كه اسم نيست؟! حیف نون ميگه ميخوام با اسم من و زنم بخونه!
مامور ميگه:مگه اسم شماچيه؟
حیف نون ميگه: اسم من بيوكه ! اسم زنم خاور !!!
حسین نقویان
حیف نون می ره هتل... صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره، می بینه روی تابلو نوشته: "از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه... از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود..." پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
حسین نقویان
لذت ها و شیرینی های دنیا کوتا اما .... اما به یاد ماندنی
حسین نقویان
کل روز سرت مشغول کاره و تا اینکه کم کم شب میشه همه جا سکوت و خاموشی دیگه تنها هستی و تو اتاقت میخوایی بخوابی ولی کم کم دورغ هایی که بهت گفته میاد سراغت و ذهنتو مشغول میکنه خوابت نمیبره و تیک تیک ساعت فقط با تو همراهی و همدم میشه
حسین نقویان
در مملکتی زندگی میکنیم که کارمند رسمی یک اداره کد دانشجویی منو قسمت کد ملی وارد میکنه بعد با پر رویی کامل هم میگه که چرا کد ملیت با عدد 8 شروع میشه . کارمندی که نمی تونه 10 درصد پولی حساب کنه باید خاکش کنی