bita
به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ... هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلند هر چی قلبتو آسون تر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری اندازه یه دنیا ازت فاصله میگیرن
bita
- هیچ لذتی مثل این نیست که دو روز پیش تخمه خورده باشی امروز یه دونه رو فرش پیدا کنی و بخوریش...!!!
bita
- اینایی که میگن شبا نباید چیزی خورد، شکر اضافی میخورن، اگه نمی شه پس یخچال چرا چراغ داره؟!!!
bita
امشب یه معجزه اتفاق افتاد بابام به مامانم گفت خانوم امشب نمی خواد کولر رو خاموش کنی فقط دکمه آبشو خاموش کن که زیاد سرد نشه و من به خاطر این معجزه به کانال کولر چسبیده و های های گریه کردم...
bita
يه چي مي گم همه دانشجو ها از ته دل بگن آمين !!!! . . . . . . . . . . . . . . . خدا يا اين انتخاب واحد رو از رو زمين ور دار !!!!!!!! آمیـــــــــــــــــــن
bita
الان نزدیک به نیم ساعته که ایرانسل بهم اس نمیده، دلم شور میزنه
bita
برای خیانت هــــزار راه هــســــت اما هـیــچ کــــدام به انـــدازه تــــظـــاهـــر به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ...
bita
- بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی...!!!
bita
- هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی کار کردی؟” تو ٧ میلیارد انسان تو رو پیدا کرده، دیگه چیکار کنه ..!!!؟
bita
مدت زمان مکالمات تلفنی پسر به پسر = 00:00:59 مادر به پسر = 00:10:30 پدر به پسر = 00:02:36 پسر به دختر = 01:15:01 دختر به دختر = 00:29:59 دختر به پسر = 00:00:05 اونم میگه به من زنگ بزن و سریع قطع میکنه
bita
تجاوز دختری 7 ساله به یک پسره27 ساله … این اتفاق تاسف بار در محله ی جردن رخداده مادر دختر 7 ساله از خانه بیرون میرود برای خریدبعد از 10 دقیقه دختر درب خانه ی همسایه را میزند پسری 27 ساله به اسمه کامران در رو باز میکنه با روی خوشی با سارا صحبت میکند سارا میگوید ... من تنهام میشه بیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم وگرنه خودم این کار انجام میدادم،کامران که متعجب شده بود به خانه ی دختر 7 ساله (سارا) میرود،وقتی کامران وارد میشود میبیند گاز روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد سارا برای کامران یک لیوان شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود،کامران با خوردنه شربت به خوابی عمیق فرو میرود در همین لحظه سارا داد میزنه دارا بیا یه نفر سره کار رفته همه ی این متن رو خونده