دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ehsan-shiiiiiL

ehsan-shiiiiiL
مرد - مجرد
امتیاز: 2874

دنبال‌شدگان

(618 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(443 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

سلااااااام

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم : عجب نقاشیه نکبت… چه دست فرمونی داره توله سگ… چقدر خوب میخونه بد مصب… چه گیتاری میزنه ناکس… استاده کامپیوتره لامصب… موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی… عجب گلی زد بی وجدان… بیشرف خیلی کارش درسته… دوستت دارم وحشتناک…! ء اما وقتی میخوایم فحش بدیم: …برو شازده… چی میگی مهندس… آخه آدم حسابی… دکتر برو دکتر… چطوری آی کیو؟ به به! استاد معظم! کجایی با مرام؟ باز گلواژه صادر فرمودی؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

الاغ ملانصرالدین روزی به چراگاه حاکم رفت. حاکم از ملا نزد قاضی شکایت کرد. قاضی ملا را احضار کرد و گفت : ملا ماجرا را توضیح بده. ملا هم گفت : جناب قاضی. فرض کنید شما خر من هستید. من شما را زین می کنم و افسار به شما می بندم و شما حرکت می کنید. بین راه سگها به طرفتان پارس می کنند و شما رَم می کنید و به طرف چراگاه حاکم می روید. حالا انصاف بدید من مقصرم یا شما؟!!!

ehsan-shiiiiiL
Picture 107.jpg ehsan-shiiiiiL

joft shisho kheili dost daram

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

كشاورزي بود كه تنها يك اسب براي كشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار كرد. همسايه ها به او گفتند: چه بد اقبالي! او پاسخ داد: ممكن است. روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي! او گفت: ممكن است. پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شكست. همسايه ها گفتند: چه اتفاق ناگواري. او پاسخ داد: ممكن است. فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي ! او گفت: ممكن است. و اين داستان ادامه دارد، همانطور كه زندگي ادامه دارد

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ۵٠ سنت پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟ خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣۵ سنت پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: براى من یک بستنى بیاورید. خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود !

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

مردها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند. . . . ستاد یادآوری فرصت ها به بانوان

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@zohre زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم / آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم .

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

سقراط گفته : یونانی ها دروغگو هستند ولی خود سقراط هم یونانیه پس دروغ میگه که یونانی ها دروغ میگن ! پس یونانیها راستگو هستند و سقراط هم که یک یونانیه پس راستگوست ! پس راست میگه که یونانیها دروغگو هستند پس ؟؟؟ آخر یونانیها دروغگواند یا راستگو ؟؟؟

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@♂♀ SεtåЯε ♂♀ يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@♂♀ SεtåЯε ♂♀ مردها و زن ها دست کم در یک مورد اتفاق نظر دارند. هیچ کدام به زن ها اعتماد ندارند!

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@★فــــــــاطـــمـــه★ بخشندگی ، انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است . (مارک تواین)

این ارسال را بازنشر کرده است.
ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@حورا سپهر به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . . . . . سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن

ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

@آزاده ایــرانی مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !