پرتغال کوکی
به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ، من به این معجزه ایمان دارم ، منتظر باید بود تا زمستان برود ، غنچه ها گل بکنند !
پرتغال کوکی
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!
پرتغال کوکی
الا ای برف! / چه می باری بر اين دنيای ناپاکی؟ / بر اين دنيا که هر جايش رد پا از خبيثی است / مبار ای برف! تو روح آسمان همراه خود داری / تو پيوندی ميان عشق و پروازی /تو را حيف است باريدن به ايوان سياهیها/ تو که فصل سپيدی را سرآغازی / مبار ای برف!
پرتغال کوکی
آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم …
پرتغال کوکی
دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن …
پرتغال کوکی
آرزو می کنم غم های دلت بروند زیر برف های زمستانی تا همیشه بدون غم بمان
پرتغال کوکی
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه
پرتغال کوکی
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!! درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه
پرتغال کوکی
عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف ، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !
پرتغال کوکی
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند ...