دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پرتغال کوکی

دلم اهل شکایت نیست ... بیخیال حرفائی که تو دلم جا مونده ... درباره »
پرتغال کوکی
مرد - متاهل
امتیاز: 1747

دنبال‌شدگان

(231 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(230 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

هر داشته ای را به هر نداشته ای نفروش؛ گاه اگر نداشته هایت را به دست آوری؛ حسرت داشته هایی را می خوری که ارزان فروختی ...!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

*** با یا حسین عشق من آغاز می شود .... *** صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین ***

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

چون خون گلوی اصغرت را دیدی / با دست خودت روبه خدا پاشیدی / یعنی به خدای خالق خوبی ها / ارزنده ترین هدیَه را بخشیدی ...

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر / چون شیشه عطری که درش گم شده باشد . . .

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

به حرفهایی که میخواهی بزنی دقت کن ؛ شاید همین حرفها ، دلی را ناخواسته برنجانند... و نسبت به حرفهایی که میشنوی بی دقت باش ، شاید از دهانی شنیده باشی که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده ... نویسنده : ؟؟ منبع : وبلاگ همین حوالی

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

از روزگار پرسیدم با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردند چه کنم؟ گفت آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگاربالا و پایین دارد . . .

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

دلم از نبودنت پر است، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد ...

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

ای بی معرفت، اینه رسم رفاقت؟ مواظب باش وقتی شیطان را لعنت میکنی یا در حج رمی جمرات میکنی شیطان به تو نگوید «ای بی معرفت، این هم رسم رفاقت است؟ انسان که رفیقش را لعنت نمیکند، انسان به رفیقش سنگ نمی زند» اول رفاقتت را با شیطان قطع کن ، بعد او را لعنت کن و سنگ بزن. آیت الله مجتهدی تهرانی

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

چه تاثیر دلنشینی دارد " غصه نخور ، درست میشود " گفتن های مادر ،... اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد .

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست. مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست و روز بعد و روز بعد این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟ بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و ... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود. بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» ... ادامه در نظرات:

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم. جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد . پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند . پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود ...

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

کوچیک که بودم ... واژه زنگ اخبار تو کتاب علوم برای یه علامت سوال بزرگ بود. عکس یه زنگ معمولی بود ... اخبار دیگه چه معنی داشت ؟ با خودم فکر میکردم شاید هر موقع بخوان اخبار بگن این زنگ رو میزنن و بعد اخبار میگن ... وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

مادربزرگها همه چیز رو می دونند هر چی باشه اونها معلم و مادر مادرت هستند ... ================================== مادربزرگ افسانه ی قشنگی در مورد تولد بچه و گریه ی اون میگفت ... میگفت موقعی که زمان بدنیا اومدن بچه میشه و درد مادر شروع میشه ؛ هیچ بچه ای راضی به بدنیا اومدن و تولد نیست ... به ناچار ، مشتی طلا و جواهر تو دستهاش میریزند و طمع باعث میشه تا قبول کنه و بدنیا بیاد . پس از بدنیا اومدن وقتی مشتش رو باز میکنه و اونو خالی میبینه گریه و زاری رو شروع میکنه مشتم رو باز میکنم و هنوز اونو خالی میبینم ...

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

ما خوب یاد گرفتیم: در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها ، اما هنوز یاد نگرفته ایم روی زمین چگونه زندگی کنیم ... نویسنده : ؟؟ منبع : وبلاگ هفتمین ستاره

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

خدا در مکان های دو از انتظار / به دست افرادی دور از انتظار / و در مواقعی تصور ناپذیر / معجزات خود را به انجام می رساند. /برای آن مهربانِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد ... همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ...