Ehsan
هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند، غزالی شروع به دویدن میکند و می داند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود. هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند، شیری شروع به دویدن می کند و می داند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد. مهم نیست غزال هستی یا شیر با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن ...
Ehsan
گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه .
Ehsan
داد زدم : خدایا .. خدایا.... خدایا..! عصبانی گفت :اَاَااَاَاَااَه...! خسته م كردید...! ... از امروز اسم من " فلگرا ایلیوم اسپرامونت بیزرتافالانژ مم[!] مولیسبره "! ببینم بازم جیگرشو داری صدام كنی؟
Ehsan
زمانیکه دانش یک مرد برای موفقیت کافی است. ولی تقوای او کافی نیست. هر چه را که او ممکن است بدست آورد دوباره از دست خواهد داد . کنفسیوس
Ehsan
Shadmeh ba karash va barnamehasho doset daram ... hamishe baram ahangash ye khateraset
Ehsan
هیچگاه تنهایت را به حراج نگذار... فصلش که برسد به قیمت میخرند
Ehsan
ممکنه اون بهت بگه: «بذار به دردِ خودم بمیرم» اما تو نذار بمیره شعور داشته باش.
Ehsan
وقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان الان میگی مامان…. میگه زهر مارو مامان
Ehsan
گاهی وقتها بهتر است به آدم فحش بدهند تا اینکه در چشمهایمان نگاه کنند و بگویند “هر جور راحتی”…
Ehsan
تنهایی یعنی سردیِ یه دست که امید گرم شدن نداره، تنهایی یعنی انتظار یه چشم که امید به سر شدن نداره،تنهایی یعنی یه سرکه بی سامانه یه غم که بی پایانه یه دل که بی دلداره یه راه که بی همراهه تنهایی یعنی...
Ehsan
پرواز كن آن گونه كه می خواهی و گرنه پروازت می دهند آن گونه كه می خواهند
Ehsan
حکومت بر قلب کوچک یک زن به مراتب سختتر از حکومت بر یک کشور مقتدر است!!! ناپلیون
Ehsan
وقتی تمام بدنم از دل تنگی درد می کند کجاست مخدر آغوشت؟؟؟
Ehsan
وقتی سکوت خدا را در برابر عبادت یا خواسته ات دیدی نگو خدا با من قهر است ، او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف تو را بشنود....پس حرف دلت را بگ
Ehsan
پيری برای جمعی سخن میراند... لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطيفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطيفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید!!! گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد