Ehsan
قبلنا بابا ها 7تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند، الان: یه دختر را ٧ بار شوهر میدن آخرش برمی گرده خونه باباش!
Ehsan
زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد و پیتر وارد حمام شد… همزمان زنگ خونه به صدا در امد… زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت در رو باز کنه… همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود… تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!… بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت… پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود… پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!
Ehsan
مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد. هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد. مرد حيران مانده بود که چکار کند. تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و برای خريد مهره چرخ برود. در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی. آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند. پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست. هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی. پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟ ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم!
Ehsan
به شوهر: اگه من ازت جدا شم چی میشه؟ مرد: دیوونه میشم. زن: نمیری دوباره زن بگیری؟ ... مرد: والا به دیوونه اعتباری نیست..........
Ehsan
هیچ انتظاری از هیچ کس ندارم و این نشان دهنده قدرت من نیست مسئله خستگی از اعتماد های شکسته است ..
Ehsan
به سرنوشت گفتم با آنکه با احساسم بازي کرد چه کنم ؟ انگشت برلبانم گذاشت گفت صبور باش ، بسپارش به ما که هيچ احدي از سرنوشتش.....خبري ندارد.!
Ehsan
این بازاریا که یک سال عوضی بازی و کلاهبرداریشون رو میخوان با دادن یه گوسفند و دوتا گونی برنج به تکیهها شیفت دیلیت کنن از پرونده اعمالشون باید بهشون بگی که مـــــــــــــــــــــالیدی عمو ....
Ehsan
یکی هم نیس تو این سوز سرما بغلمون کنه گرم شیم... یا "چیز" برامون بخونه که خوابمون ببره..
Ehsan
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم,,,,,,,,,,
Ehsan
دعاهای دلنشین کودکان,,,,,, آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! (تاده نظربیگیان / ۵ ساله) ,,,,,
Ehsan
مامانه به بچش میگه که عزیزم وقتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام میکنی میبوسیش بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم! مامانه میگه چرا عزیزم؟ بچهه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه زد تو صورتش!....