Ehsan
زنگ زدم به پسر عمم, تا وصل شد می گم "توله سگ معلومه کدوم گوری هستی ؟ " یهو دیدم شوهر عمم از پشت خط میگه "بنده خود سگ هستم , توله سگ حمومه, اومد بیرون میگم زنگ بزنه , بابا مامان و سلام برسون!
Ehsan
سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست . . . خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمیشکنم بشکن.... طرح شاد نمودن دوستان در عید قربان مسلمانان.
Ehsan
اگه همهی آدمهای دنیا با هم خودکشی کنن، عمرا خدا نمیتونه بعدا گیر بده. مثل اینه که همه بچهها با هم نرن سر جلسه امتحان.
Ehsan
از خواب بیدار شد، آروم لباسشو پوشید طوری که زنش از خواب بیدار نشه، آروم رفت توی گاراژ خونه، قایق اش رو بست به پشت ماشین و به قصد ماهیگیری رفت بیرون , متوجه شد هوا بارونیه و رادیو رو هم که روشن کرد متوجه شد تمام روز وضعیت هوا به همون بدی باقی خواهد موند. دوباره آروم برگشت خونه، لباسش رو درآورد و یواش رفت تو رختخواب کنار زنش که هنوز خواب بود. اون رو از پشت بغل کرد و آهسته گفت: "هوا بیرون خیلی بده." که همسر عزیزش جواب داد: " آره، ولی باورت میشه که این شوهر احمق من تو همچین هوائی رفته ماهیگیری؟
Ehsan
خدایا کسی را که قسمت کس دیگریست ... سر راهمــان قــرار نــده ! تــا شب های دلتنگیش برای مــا باشــد و روزهــای خوشش برای دیگری...
Ehsan
احساس خوبیه وقتی یه نفر دلتنگت میشه...! احساس بهتریه وقتی یه نفر عاشقت میشه...! اما بهترین احساس اینه که بدونی یه نفر هیچوقت فراموشت نمیکنه..
Ehsan
آهای ِ روزگار !! برایم مشخـــص کن اینبــار کــدام سازت را کوک کــرده ایی تا برایم بزنـــی می خواهـــم رقصــم را با سازت هماهنگ کنم ..
Ehsan
میگویندشکستنی رفع بلاست؛ ای دل تحمل کن... شاید حکمتیست
Ehsan
هم پاییز باشد ، هم ابر باشد، هم بــاران باشد ، هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا ... نه تـــــو باشی ... نه دستی برای فشردن باشد نه پایی برای قدم زدن باشد و نه نگـــاهـــی برای زل زدن...
Ehsan
از هر دست بدی , از همون دست هم میگیری! هرکی میگه این یه قانونه سگ تو روحش. ما که از هر دستی دادیم یکی با اون دست زد تو سرمون,,,,,,,,,,,
Ehsan
-مامانم پشت در حموم : سعید...؟ -من تو حموم : بله...؟ -حمومی؟ -نه تو ترافیک ِ همت ام -مسخره منظورم اینه داری دوش میگیری؟ -نه دارم رانندگی میکنم -زهر مار !!!!!
Ehsan
بعضی گوشها هیچ وقت نمیشنون،و بعضی چشمها هیچ وقت نمیبینن...میزنن تمام عشقتو حیف میکنن..این جور موقعها باید بری و پشت سرتم نگاه نکنی..آره...پاشو گلم پاشو برو.
Ehsan
غضنفر سرطان داشته: میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجره فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، غضنفر یک کم دست و پا میزنه، بعدِ یک مدت داد میزنه: یا حضرت ابوالفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!
Ehsan
داداشم رفته خواستگاری دختره با سینی چای اومده که چای رو بگردنه.مامانم گفته:ماشاا...هزارماشاا...عروس خانم ایشونن؟ مادر دختره گفته:.نـه پـــــ ایشون آبدار چی ان.از یه قهوه خونه استخدامشون کردیم که بیان این جا چای تازه دم بریزن.خواستگار ها بنوشن جیگرشون حال بیا