Ehsan
قدر لحظات خود را بدانید. حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛ زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود ! "دیروز" گذشته است؛ و "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد. لحظه "حال" را دریاب چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری. اندکی فکر کن ...
Ehsan
من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که : آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند، و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند، گریه می کنم. به افراد دور و بر خود فکر کنید ... کسانی که بیش از همه دوستشان دارید، فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید، در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
Ehsan
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند. به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد. من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ، ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.
Ehsan
به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند. به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند : "روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد. به بچه هایی فکر کن که گفتند : "مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
Ehsan
پیرمرده گفت : همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم. گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه ؟ گفت : نه آرنج دست چپم "خیلی" درد میکنه
Ehsan
به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم : قبلا هم سابقه داشتین ؟ گفت : مثلا چه سابقه ای ؟ بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین ؟ گفت : مثلا چه داروئی ؟ نسخه شو که نوشتم گفتم : دیگه هیچ ناراحتی نداشتین ؟ گفت : مثلا چه ناراحتی ؟
Ehsan
یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود. به دختره گفتم : مشکلتون چیه ؟ گفت : "دلهره" دارم. مادرش زد زیر خنده و بعد گفت : مامان ! دل پیچه نه دلهره ! پرسیدم : چیز ناجوری نخوردین ؟ مادرش گفت : چرا "چیسپ" خورده و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه : مامان چیپس نه چیسپ ...
Ehsan
پروردگارا به من آرامش بده تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم دليري ده تا تغيير دهم آنچه را مي توانم تغيير دهم بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم ... دوستان سلام صبحتون بخیر و شاد
Ehsan
در خیال دیگری مـــی رفـــــت ، و من چه عاشــــقـــانه کاسه ی آب پشت سرش خالی می کردم !
Ehsan
برخی پل ها نه معروفند و نه مجلل ،اما به درد میخورند. درسی که میدهند این است که در عین گمنامی و سادگی هم می توان کار آمد بود. برای به درد خوردن نیازی به های و هوی نیست..
Ehsan
همــیشه یادتون باشه از اومدن یکی توی زندگیتون ... ذوق مــرگ نـــشین تا وقتـــی که تنــهاتون گذاشــت و رفـــت دق مـــرگ نـــشین
Ehsan
آدمیزاد بی غذا دو ماه دووم می آره ...بی آب دو هفته .......بی هوا ، چند دقیقه ..............اما بی " وجـــدان " ..... متاسفانه خـــــــــــــیلی...
Ehsan
فراموش نکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کن
Ehsan
سرکلاس استاد پرده ویدئو پروژکتور رو تا آخر پایین نکشیده بود پایین اسلاید افتاده بود رو تخته سیاه معلوم نبود. یهو یه دختره گفت: استاد شرمنده اما اگه ممکنه کامل بکشید پایین از اینجا خوب معلوم نیست..
Ehsan
دوست عزیز , امشب من دعا میکنم تو ...آمین بگو , شاید اون فرشته آمینی که خدا وعده داده اگه هنگام دعا بالاسرتون باشه دعاتون مستجاب میشه , امشب قسمت تو باشه ... پروردگارا به نیاز هر که تنها تو را دارد نظری فرما .