احسان ضیأیی
وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست ، به وسعت تمام ناگفته هایم دوستت دارم
احسان ضیأیی
چقدر تلخ شده اي اين روزها قندهايت را در دل چه کسي آب ميکني...؟
احسان ضیأیی
سحر را با لبت آغاز افطاری نمیدانم کجای آن تنت باشم ... مسافر هستم و قصد وطن را میکنم بر تو تو خود هر جا که بودم نیت قرب اله الله را بگو
احسان ضیأیی
دل من می گیرد از نبودن هایت و تو انگار مرا یادت نیست دل من می گیرد از نگاهی خاموش و تو از دور مرا می بینی دل من می گیرد از سکوتی در داد و تو انگار پر از فریادی
احسان ضیأیی
يه سلام تشنه ..براي دوستان گرسنه...
احسان ضیأیی
رو سنگ قبرم بنوبسید: مسافری خسته ز جا وفادارِ به راه منتظرِ نگاهِ یار رفته ز پیش شما
احسان ضیأیی
به به چي استقبال گرمي ... واقعا خسته نباشيد دوستان گل
احسان ضیأیی
هیچ کس کسی را که می خواهد پیدا نمی کند ما انسان ها یا دیر به هم می رسیم یا آنقدر زود که نمی فهمیم...!
احسان ضیأیی
زندگیتو پایه کسی بســوزون که برای خاموش کردنش، اشکهاشو خـــرج کنه ....!!
احسان ضیأیی
زندگي چيست ؟ خوني دل خوردن/ زير ديواري آرزو مردن// رسم دو رنگي آئين ما نيست / يك رنگي باشد روز شبي من //
احسان ضیأیی
وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه میکردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند !!!